preciosity

[ایالات متحده]/prɛˈsɪəsɪti/
[بریتانیا]/prɛˈsɪəsɪti/

ترجمه

n. افراط در تصفیه یا ظرافت؛ رفتار بیش از حد دقیق یا وسواسی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

precious preciosity

ارزش گرانبها

artistic preciosity

ارزش هنری

cultural preciosity

ارزش فرهنگی

delicate preciosity

ارزش ظریف

precious preciosities

ارزش‌های گرانبها

rare preciosity

ارزش کمیاب

natural preciosity

ارزش طبیعی

emotional preciosity

ارزش عاطفی

intellectual preciosity

ارزش فکری

social preciosity

ارزش اجتماعی

جملات نمونه

her preciosity in language makes her a great writer.

زبان‌آموزی او باعث می‌شود یک نویسندهٔ عالی باشد.

he approached the task with a preciosity that impressed everyone.

او با دقتی که همه را تحت تأثیر قرار داد، به این کار پرداخت.

the preciosity of the artwork was evident in every detail.

ظرافت اثر هنری در هر جزئیات آشکار بود.

her preciosity about fashion often leads to unique outfits.

علاقه‌مندی او به مد اغلب منجر به لباس‌های خاص و منحصربه‌فرد می‌شود.

there is a preciosity in the way he chooses his words.

نحوه انتخاب کلمات او نشان‌دهندهٔ دقتی خاص است.

they criticized the preciosity of his argument.

آنها استدلال او را به خاطر دقت بیش از حد مورد انتقاد قرار دادند.

preciosity in etiquette can sometimes be off-putting.

دقت در آداب و رسوم گاهی اوقات ممکن است آزاردهنده باشد.

she displayed a preciosity that was both charming and annoying.

او دقتی از خود نشان داد که هم جذاب و هم آزاردهنده بود.

his preciosity regarding details often delays projects.

توجه او به جزئیات اغلب پروژه‌ها را به تأخیر می‌اندازد.

preciosity in taste can lead to a more refined palate.

سلیقه‌ی دقیق می‌تواند منجر به پالتی ظریف‌تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید