preconceives

[ایالات متحده]/ˌpriːkənˈsiːvz/
[بریتانیا]/ˌpriːkənˈsiːvz/

ترجمه

vt. ایده یا نظری را قبل از داشتن شواهد کافی شکل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

preconceives ideas

ایده‌های از پیش تعیین شده

preconceives notions

نظرات از پیش تعیین شده

preconceives beliefs

باورهای از پیش تعیین شده

preconceives expectations

انتظارات از پیش تعیین شده

preconceives outcomes

نتایج از پیش تعیین شده

preconceives judgments

قضاوت‌های از پیش تعیین شده

preconceives views

دیدگاه‌های از پیش تعیین شده

preconceives concepts

مفاهیم از پیش تعیین شده

preconceives positions

مواضع از پیش تعیین شده

preconceives frameworks

چارچوب‌های از پیش تعیین شده

جملات نمونه

she often preconceives the challenges before starting a project.

او اغلب چالش‌ها را قبل از شروع یک پروژه پیش‌بینی می‌کند.

he preconceives the outcome of the meeting based on past experiences.

او نتیجه جلسه را بر اساس تجربیات گذشته پیش‌بینی می‌کند.

many people preconceive the meaning of a text without fully reading it.

بسیاری از مردم معنای یک متن را بدون خواندن کامل آن پیش‌بینی می‌کنند.

she preconceives the audience's reaction to her performance.

او واکنش مخاطبان را نسبت به اجرای خود پیش‌بینی می‌کند.

he preconceives the risks involved in the investment.

او خطرات مرتبط با سرمایه‌گذاری را پیش‌بینی می‌کند.

she often preconceives how people will react to her opinions.

او اغلب پیش‌بینی می‌کند که مردم به چه شکلی به نظرات او واکنش نشان می‌دهند.

he tends to preconceive the solutions before analyzing the problem.

او معمولاً قبل از تجزیه و تحلیل مشکل، راه حل‌ها را پیش‌بینی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید