predisposition

[ایالات متحده]/priːdɪspə'zɪʃn/
[بریتانیا]/'pridɪspə'zɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل یا گرایش ذاتی؛ آسیب‌پذیری به برخی بیماری‌ها یا شرایط

عبارات و ترکیب‌ها

genetic predisposition

گرایش ژنتیکی

innate predisposition

تمایل ذاتی

psychological predisposition

تمایل روانشناختی

جملات نمونه

genetic predisposition to certain diseases

تمایل ژنتیکی به برخی بیماری‌ها

environmental factors can influence predisposition to allergies

عوامل محیطی می‌توانند بر تمایل به آلرژی تأثیر بگذارند

a predisposition to creativity

تمایلی به خلاقیت

early experiences can shape a child's predisposition to certain behaviors

تجربیات اولیه می‌توانند شکل‌دهنده تمایل کودک به رفتارهای خاص باشند

a genetic predisposition to obesity

تمایل ژنتیکی به چاقی

individuals with a predisposition to impulsivity may struggle with self-control

افرادی که با تمایل به تکانشی بودن مواجه هستند ممکن است در کنترل خود مشکل داشته باشند

cultural factors can influence a person's predisposition to certain beliefs

عوامل فرهنگی می‌توانند بر تمایل یک فرد به باورهای خاص تأثیر بگذارند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید