preexisted

[ایالات متحده]/ˌpriːɪkˈzɪstɪd/
[بریتانیا]/ˌpriːɪkˈzɪstɪd/

ترجمه

v. قبل از یک زمان یا رویداد خاص وجود داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

preexisted conditions

شرایط پیش‌وجود

preexisted factors

عوامل پیش‌وجود

preexisted rights

حقوق پیش‌وجود

preexisted systems

سیستم‌های پیش‌وجود

preexisted agreements

توافقات پیش‌وجود

preexisted data

داده‌های پیش‌وجود

preexisted laws

قوانین پیش‌وجود

preexisted structures

ساختارهای پیش‌وجود

preexisted relationships

روابط پیش‌وجود

preexisted models

مدل‌های پیش‌وجود

جملات نمونه

some species have preexisted for millions of years.

برخی از گونه‌ها میلیون‌ها سال پیش وجود داشته‌اند.

the traditions preexisted the establishment of the city.

این سنت‌ها قبل از تأسیس شهر وجود داشتند.

many of the beliefs preexisted the modern religion.

بسیاری از باورها قبل از شکل‌گیری دین مدرن وجود داشتند.

her talent for music preexisted her formal training.

استعداد او در موسیقی قبل از آموزش‌های رسمی‌اش وجود داشت.

the concept preexisted the invention of the technology.

این مفهوم قبل از اختراع فناوری وجود داشت.

these ruins indicate that civilization preexisted here.

این ویرانه‌ها نشان می‌دهد که تمدن در اینجا وجود داشته است.

the idea of democracy preexisted many modern governments.

ایده دموکراسی قبل از بسیاری از دولت‌های مدرن وجود داشت.

some cultural practices preexisted the arrival of colonizers.

برخی از آداب و رسوم قبل از ورود استعمارگران وجود داشتند.

her interest in science preexisted her studies at university.

علاقه او به علم قبل از تحصیلات دانشگاهی‌اش وجود داشت.

the legends preexisted the written history of the region.

این افسانه‌ها قبل از تاریخ مکتوب منطقه وجود داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید