| قسمت سوم فعل | prefabricated |
| زمان گذشته | prefabricated |
| شکل سوم شخص مفرد | prefabricates |
| صفت یا فعل حال استمراری | prefabricating |
prefabricate components
مونتاژ قطعات از پیش ساخته شده
prefabricate structures
مونتاژ سازهها از پیش ساخته شده
prefabricate buildings
مونتاژ ساختمانهای از پیش ساخته شده
prefabricate materials
مونتاژ مصالح از پیش ساخته شده
prefabricate units
مونتاژ واحدهای از پیش ساخته شده
prefabricate homes
مونتاژ خانههای از پیش ساخته شده
prefabricate panels
مونتاژ پنلهای از پیش ساخته شده
prefabricate elements
مونتاژ المانهای از پیش ساخته شده
prefabricate sections
مونتاژ بخشهای از پیش ساخته شده
prefabricate designs
مونتاژ طرحهای از پیش ساخته شده
we decided to prefabricate the components to save time.
ما تصمیم گرفتیم قطعات را از پیش تولید کنیم تا در وقت صرفهجویی شود.
the company specializes in prefabricating building materials.
این شرکت در زمینه پیشتولید مصالح ساختمانی تخصص دارد.
prefabricating parts can reduce construction costs significantly.
پیشتولید قطعات میتواند هزینههای ساخت و ساز را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
they chose to prefabricate the entire structure off-site.
آنها تصمیم گرفتند کل سازه را در خارج از محل ساخت پیشتولید کنند.
prefabricating homes is becoming increasingly popular.
پیشتولید خانهها به طور فزایندهای محبوب میشود.
the team worked efficiently to prefabricate the sections.
تیم به طور موثر برای پیشتولید بخشها کار کرد.
prefabricate your designs to streamline the process.
طرحهای خود را پیشتولید کنید تا فرآیند را ساده کنید.
they plan to prefabricate the units in a controlled environment.
آنها قصد دارند واحدها را در یک محیط کنترل شده پیشتولید کنند.
prefabricating elements can enhance quality control.
پیشتولید اجزا میتواند کنترل کیفیت را بهبود بخشد.
the architect suggested prefabricating the walls for efficiency.
معمار پیشنهاد کرد برای افزایش کارایی، دیوارها را پیشتولید کنند.
prefabricate components
مونتاژ قطعات از پیش ساخته شده
prefabricate structures
مونتاژ سازهها از پیش ساخته شده
prefabricate buildings
مونتاژ ساختمانهای از پیش ساخته شده
prefabricate materials
مونتاژ مصالح از پیش ساخته شده
prefabricate units
مونتاژ واحدهای از پیش ساخته شده
prefabricate homes
مونتاژ خانههای از پیش ساخته شده
prefabricate panels
مونتاژ پنلهای از پیش ساخته شده
prefabricate elements
مونتاژ المانهای از پیش ساخته شده
prefabricate sections
مونتاژ بخشهای از پیش ساخته شده
prefabricate designs
مونتاژ طرحهای از پیش ساخته شده
we decided to prefabricate the components to save time.
ما تصمیم گرفتیم قطعات را از پیش تولید کنیم تا در وقت صرفهجویی شود.
the company specializes in prefabricating building materials.
این شرکت در زمینه پیشتولید مصالح ساختمانی تخصص دارد.
prefabricating parts can reduce construction costs significantly.
پیشتولید قطعات میتواند هزینههای ساخت و ساز را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
they chose to prefabricate the entire structure off-site.
آنها تصمیم گرفتند کل سازه را در خارج از محل ساخت پیشتولید کنند.
prefabricating homes is becoming increasingly popular.
پیشتولید خانهها به طور فزایندهای محبوب میشود.
the team worked efficiently to prefabricate the sections.
تیم به طور موثر برای پیشتولید بخشها کار کرد.
prefabricate your designs to streamline the process.
طرحهای خود را پیشتولید کنید تا فرآیند را ساده کنید.
they plan to prefabricate the units in a controlled environment.
آنها قصد دارند واحدها را در یک محیط کنترل شده پیشتولید کنند.
prefabricating elements can enhance quality control.
پیشتولید اجزا میتواند کنترل کیفیت را بهبود بخشد.
the architect suggested prefabricating the walls for efficiency.
معمار پیشنهاد کرد برای افزایش کارایی، دیوارها را پیشتولید کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید