preferment

[ایالات متحده]/prɪ'fɜːm(ə)nt/
[بریتانیا]/prɪ'fɝmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.اولویت؛ ترفیع، پیشرفت
Word Forms

جملات نمونه

He was seeking preferment within the company.

او به دنبال ارتقا در شرکت بود.

Many employees work hard in hopes of preferment.

بسیاری از کارمندان برای دستیابی به ارتقا سخت کار می کنند.

She believes that preferment should be based on merit.

او معتقد است که ارتقا باید بر اساس شایستگی باشد.

The preferment of his colleague caused some jealousy in the office.

ارتقای همکارش باعث حسادت برخی در دفتر شد.

He received preferment for his outstanding performance in the project.

او به دلیل عملکرد برجستش در پروژه، ارتقا گرفت.

The preferment of inexperienced employees over more qualified ones can be demotivating.

ارتقای کارمندان کم تجربه نسبت به افراد واجد شرایط تر می تواند دلسرد کننده باشد.

Some people view preferment as a way to gain power and influence.

برخی افراد ارتقا را راهی برای کسب قدرت و نفوذ می دانند.

She turned down the preferment offer as she preferred to focus on her current role.

او پیشنهاد ارتقا را رد کرد زیرا ترجیح می داد بر روی نقش فعلی خود تمرکز کند.

His preferment to a higher position came as a surprise to many.

ارتقای او به یک موقعیت بالاتر برای بسیاری غیرمنتظره بود.

The preferment process in the company is based on a combination of performance and potential.

فرآیند ارتقا در شرکت بر اساس ترکیبی از عملکرد و پتانسیل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید