She was downgraded to assistant manager.
او به سمت مدیر دستیار تنزل یافت.
a popular author downgraded by critical opinion to a genre writer;
نویسندهای محبوب که به نظر منتقدان به نویسنده ژانری تنزل یافته است;
some jobs had gradually been downgraded from skilled to semi-skilled.
برخی از مشاغل به تدریج از ماهرانه به نیمه ماهرانه تنزل یافته بودند.
Her rival downgraded the painting, calling it decorative but superficial.
رقبای او نقاشی را ارزیابی مجدد کردند و آن را تزئینی اما سطحی خواندند.
The company decided to downgrade their forecast for the upcoming quarter.
شرکت تصمیم گرفت پیشبینی خود را برای سهماهه آینده کاهش دهد.
She had to downgrade to a smaller apartment after losing her job.
او پس از از دست دادن شغلش مجبور شد به یک آپارتمان کوچکتر تنزل کند.
The airline announced a downgrade in their in-flight services.
شرکت هواپیمایی اعلام کرد که خدمات داخل هواپیما کاهش یافته است.
The software update caused a downgrade in the system's performance.
بهروزرسانی نرمافزار باعث کاهش عملکرد سیستم شد.
The restaurant had to downgrade their menu due to supply chain issues.
به دلیل مشکلات زنجیره تامین، رستوران مجبور شد منوی خود را کاهش دهد.
He decided to downgrade his phone plan to save money.
او تصمیم گرفت طرح تلفن خود را کاهش دهد تا در هزینه صرفهجویی کند.
The government's decision to downgrade funding for education was met with criticism.
تصمیم دولت برای کاهش بودجه آموزش با انتقاد روبرو شد.
The downgrade in the quality of the product led to a decrease in sales.
کاهش کیفیت محصول منجر به کاهش فروش شد.
The hotel had to downgrade some of their amenities during the renovation.
هتل مجبور شد برخی از امکانات خود را در طول بازسازی کاهش دهد.
The downgrade of the movie's rating disappointed many fans.
کاهش رتبه فیلم باعث ناامیدی بسیاری از طرفداران شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید