prehistorian

[ایالات متحده]/ˌpriːhɪsˈtɔːrɪən/
[بریتانیا]/ˌpriːhɪsˈtɔriən/

ترجمه

n. یک دانشمند که به مطالعه زمان‌های ماقبل تاریخ می‌پردازد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

famous prehistorian

باستان‌شناس مشهور

renowned prehistorian

باستان‌شناس مشهور

eminent prehistorian

باستان‌شناس برجسته

expert prehistorian

باستان‌شناس متخصص

leading prehistorian

باستان‌شناس پیشرو

notable prehistorian

باستان‌شناس قابل توجه

early prehistorian

باستان‌شناس اولیه

local prehistorian

باستان‌شناس محلی

fossil prehistorian

باستان‌شناس فسیل

ancient prehistorian

باستان‌شناس باستانی

جملات نمونه

the prehistorian discovered ancient tools in the cave.

باستان‌شناس ابزارهای باستانی را در غار کشف کرد.

a prehistorian studies the lives of early humans.

باستان‌شناس زندگی انسان‌های اولیه را مطالعه می‌کند.

the prehistorian presented findings at the conference.

باستان‌شناس یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

many artifacts were analyzed by the prehistorian.

آثار باستانی زیادی توسط باستان‌شناس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

the prehistorian's research focused on cave paintings.

تحقیقات باستان‌شناس بر نقاشی‌های غاری متمرکز بود.

a prehistorian often collaborates with archaeologists.

باستان‌شناس اغلب با باستان‌شناسان همکاری می‌کند.

the prehistorian published a book on ancient civilizations.

باستان‌شناس کتابی در مورد تمدن‌های باستانی منتشر کرد.

students often admire the work of a prehistorian.

دانشجویان اغلب به کار یک باستان‌شناس احترام می‌گذارند.

the prehistorian analyzed the impact of climate change.

باستان‌شناس تأثیر تغییرات آب و هوایی را تجزیه و تحلیل کرد.

a prehistorian might specialize in specific time periods.

یک باستان‌شناس ممکن است در دوره‌های زمانی خاص تخصص یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید