prepattern

[ایالات متحده]//ˌpriːˈpætən//
[بریتانیا]//ˌpriːˈpætərn//

ترجمه

v. ترتیب دادن یا ساختار دادن به پیش
n.[علوم رایانه] الگو یا حالت پیش از تعیین شده
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

prepattern stage

مرحلهٔ پیش الگو

prepattern form

فرم پیش الگو

prepattern analysis

تحلیل پیش الگو

prepatterning process

فرآیند پیش الگو

prepatterned structure

ساختار پیش الگو

prepattern system

سیستم پیش الگو

prepattern model

مدل پیش الگو

prepattern theory

نظریهٔ پیش الگو

prepattern development

توسعهٔ پیش الگو

prepattern formation

تشکیل پیش الگو

جملات نمونه

the prepattern forms during early embryonic development before the final body plan is established.

پری الگو در طی توسعه جنینی اولیه شکل می گیرد قبل از اینکه طرح بدن نهایی ایجاد شود.

researchers study how genetic signals create a prepattern that guides tissue differentiation.

پژوهشگران مطالعه می کنند که چگونه سیگنال های ژنتیکی یک پری الگو ایجاد می کنند که تفکیک بافت را راهنمایی می کند.

the prepattern of gene expression determines where limbs will develop in the embryo.

پری الگوی بیان ژن می داند که اندام ها در جنین در کجا توسعه خواهند یافت.

scientists have identified the prepattern mechanism that controls flower petal arrangement.

دانشمندان مکانیسم پری الگو را که چیدمان پرچه گل را کنترل می کند شناسایی کرده اند.

a prepattern establishes the basic framework before more complex structures emerge.

یک پری الگو چارچوب پایه را قبل از ظهور ساختارهای پیچیده تر ایجاد می کند.

the prepattern emerges from concentration gradients of signaling molecules.

پری الگو از گرادیان های غلظت مولکول های ارتباطی ناشی می شود.

developmental biologists map the prepattern to understand how pattern formation begins.

بیولوژیست های توسعه ای پری الگو را نقشه برداری می کنند تا بفهمند که چگونه تشکیل الگو شروع می شود.

the prepattern serves as a blueprint for subsequent morphological changes.

پری الگو به عنوان یک الگوی ساختاری برای تغییرات مورفولوژیک بعدی خدمت می کند.

mathematical models help explain how prepatterns self-organize in biological systems.

مدل های ریاضی کمک می کنند تا بفهمیم که چگونه پری الگو در سیستم های زیستی خود سازماندهی می شود.

experimental evidence supports the existence of a prepattern in wing development.

شواهد تجربی وجود یک پری الگو در توسعه بال را حمایت می کنند.

the prepattern stage precedes visible anatomical differentiation in many organisms.

مرحله پری الگو در بسیاری از سازگان قبل از تفکیک آناتومیک قابل دیدن است.

disruption of the prepattern leads to severe developmental abnormalities.

اختلال در پری الگو منجر به ناهماهنگی های توسعه ای جدی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید