prepossessed

[ایالات متحده]/ˌpriːpəˈzɛst/
[بریتانیا]/ˌpriːpəˈzɛst/

ترجمه

adj. دارای تأثیر مثبت یا تصور پیش‌فرض؛ تحت تأثیر قرار گرفته قبلاً؛ غرق در فکر
v. قبلاً تأثیر گذاشته یا تحت تأثیر قرار داده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

prepossessed by beauty

تحت تأثیر زیبایی

prepossessed with ideas

تحت تأثیر ایده‌ها

prepossessed with charm

تحت تأثیر جذابیت

prepossessed by thoughts

تحت تأثیر افکار

prepossessed by ambition

تحت تأثیر جاه‌طلبی

prepossessed with passion

تحت تأثیر اشتیاق

prepossessed by fear

تحت تأثیر ترس

prepossessed with joy

تحت تأثیر شادی

prepossessed by dreams

تحت تأثیر رویاها

prepossessed with hope

تحت تأثیر امید

جملات نمونه

she was prepossessed by the idea of traveling the world.

او با ایده سفر در سراسر جهان مصمم بود.

he seemed prepossessed with thoughts of success.

او به نظر می رسید که با افکار موفقیت مصمم است.

the artist was prepossessed by the beauty of nature.

هنرمند با زیبایی طبیعت مصمم بود.

she was prepossessed with the notion of perfection.

او با این ایده که همه چیز باید کامل باشد مصمم بود.

he became prepossessed with the latest technology.

او با آخرین فناوری ها مصمم شد.

the children were prepossessed by the magic show.

کودکان با نمایش جادویی مصمم بودند.

she felt prepossessed by the urgency of the situation.

او با فوریت وضعیت مصمم بود.

he was prepossessed by the idea of fame.

او با ایده شهرت مصمم بود.

they became prepossessed with the thrill of adventure.

آنها با هیجان ماجراجویی مصمم شدند.

the novel's characters were prepossessed by their desires.

شخصیت های رمان با خواسته های خود مصمم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید