prepossessing

[ایالات متحده]/ˌpriːpəˈzesɪŋ/
[بریتانیا]/ˌpriːpəˈzesɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب; دلنشین; جالب.
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریprepossessing

جملات نمونه

he was not a prepossessing sight.

او صحنه‌ای دلپذیر نبود.

A prepossessing performer with a beautiful baritone, Murray is tall,blond and Midwestern-looking.

موری، یک هنرمند جذاب با صدای باریتون زیبا، قد بلند، بلوند و با ظاهری غربی است.

When he had reached the upper landing an impulsive sidewise glance assured him, more clearly than before, of her uncommonly prepossessing appearance.

وقتی به طبقه بالا رسید، نگاهی گذرا و تکانشی به او اطمینان داد که بیشتر از همیشه، چهره او غیرمعمولاً جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید