presentism

[ایالات متحده]/ˈprɛzəntɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈprɛzəntɪz(ə)m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلسفه‌ای که اهمیت حال را بر گذشته یا آینده تأکید می‌کند؛ تمایل به تفسیر رویدادهای تاریخی به‌صورت مفاهیم و ارزش‌های مدرن

عبارات و ترکیب‌ها

presentism debate

بحث حاضرگرایی

presentism theory

نظریه حاضرگرایی

presentism critique

انتقاد حاضرگرایی

presentism issue

مشکلات حاضرگرایی

presentism perspective

دیدگاه حاضرگرایی

presentism argument

استدلال حاضرگرایی

presentism approach

رویکرد حاضرگرایی

presentism analysis

تحلیل حاضرگرایی

presentism concept

مفهوم حاضرگرایی

presentism criticism

نقد حاضرگرایی

جملات نمونه

presentism can distort our understanding of historical events.

تبدیل‌طلبی می‌تواند درک ما از وقایع تاریخی را تحریف کند.

critics argue that presentism overlooks important context.

منتقدان استدلال می‌کنند که تبدیل‌طلبی زمینه مهم را نادیده می‌گیرد.

in literature, presentism can affect character analysis.

در ادبیات، تبدیل‌طلبی می‌تواند بر تحلیل شخصیت تأثیر بگذارد.

some historians warn against the dangers of presentism.

برخی از مورخان نسبت به خطرات تبدیل‌طلبی هشدار می‌دهند.

presentism often leads to anachronistic interpretations.

تبدیل‌طلبی اغلب منجر به تفسیرهای ناهمزمان می‌شود.

understanding presentism is crucial for historical accuracy.

درک تبدیل‌طلبی برای دقت تاریخی بسیار مهم است.

presentism can influence public policy decisions.

تبدیل‌طلبی می‌تواند بر تصمیمات سیاست عمومی تأثیر بگذارد.

students should be aware of presentism in their studies.

دانشجویان باید در مطالعات خود از تبدیل‌طلبی آگاه باشند.

presentism can lead to biased interpretations of facts.

تبدیل‌طلبی می‌تواند منجر به تفسیرهای مغرضانه از واقعیت‌ها شود.

philosophers debate the implications of presentism.

فلاسفه درباره پیامدهای تبدیل‌طلبی بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید