preservatory

[ایالات متحده]/prɪˈzɜː.və.tər.i/
[بریتانیا]/prɪˈzɜr.və.tɔːr.i/

ترجمه

n. ماده‌ای که برای نگهداری غذا یا سایر اقلام فاسد شدنی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

preservatory action

عمل حفاظتی

preservatory measures

اقدامات حفاظتی

preservatory system

سیستم حفاظتی

preservatory function

عملکرد حفاظتی

preservatory technique

تکنیک حفاظتی

preservatory role

نقش حفاظتی

preservatory environment

محیط حفاظتی

preservatory policy

سیاست حفاظتی

preservatory strategy

استراتژی حفاظتی

preservatory approach

رویکرد حفاظتی

جملات نمونه

the preservatory environment is crucial for the species' survival.

محیط حفاظت‌شده برای بقای گونه بسیار مهم است.

they built a large preservatory for endangered plants.

آنها یک محیط حفاظت‌شده بزرگ برای گیاهان در معرض خطر ساختند.

in the preservatory, scientists study the effects of climate change.

در محیط حفاظت‌شده، دانشمندان اثرات تغییرات آب و هوایی را مطالعه می‌کنند.

the preservatory houses many rare species.

محیط حفاظت‌شده میزبان بسیاری از گونه‌های نادر است.

visitors can learn about conservation efforts at the preservatory.

بازدیدکنندگان می‌توانند در مورد تلاش‌های حفاظتی در محیط حفاظت‌شده اطلاعات کسب کنند.

funding is needed to maintain the preservatory.

برای حفظ محیط حفاظت‌شده به بودجه نیاز است.

the preservatory plays a vital role in biodiversity preservation.

محیط حفاظت‌شده نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی ایفا می‌کند.

they organize educational programs in the preservatory.

آنها برنامه‌های آموزشی را در محیط حفاظت‌شده سازماندهی می‌کنند.

research conducted in the preservatory is published in scientific journals.

تحقیقات انجام شده در محیط حفاظت‌شده در مجلات علمی منتشر می‌شود.

many students volunteer at the local preservatory.

بسیاری از دانش آموزان به صورت داوطلبانه در محیط حفاظت‌شده محلی فعالیت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید