prettifying

[ایالات متحده]/ˈprɛtɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɛtɪfaɪɪŋ/

ترجمه

v. عمل جذاب‌تر یا دلنشین‌تر کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

prettifying images

زیبایی‌بخش کردن تصاویر

prettifying text

زیبایی‌بخش کردن متن

prettifying designs

زیبایی‌بخش کردن طرح‌ها

prettifying code

زیبایی‌بخش کردن کد

prettifying layouts

زیبایی‌بخش کردن طرح‌بندی‌ها

prettifying websites

زیبایی‌بخش کردن وب‌سایت‌ها

prettifying graphics

زیبایی‌بخش کردن گرافیک‌ها

prettifying presentations

زیبایی‌بخش کردن ارائه

prettifying interfaces

زیبایی‌بخش کردن رابط‌ها

prettifying elements

زیبایی‌بخش کردن المان‌ها

جملات نمونه

she spent the afternoon prettifying her garden.

او بعد از ظهر باغ خود را زیباتر کرد.

he is always prettifying his social media posts.

او همیشه پست های رسانه های اجتماعی خود را زیباتر می کند.

the artist is known for prettifying everyday objects.

هنرمند به خاطر زیباتر کردن اشیاء روزمره شناخته شده است.

they are prettifying the old building to attract tourists.

آنها در حال زیباتر کردن ساختمان قدیمی برای جذب گردشگران هستند.

prettifying your workspace can boost your productivity.

زیباتر کردن فضای کاری شما می تواند بهره وری شما را افزایش دهد.

she believes in prettifying her life with small joys.

او معتقد است که زندگی خود را با شادی های کوچک زیباتر کند.

he spent hours prettifying the presentation slides.

او ساعت ها برای زیباتر کردن اسلاید های ارائه وقت گذاشت.

prettifying your outfit can make a big difference.

زیباتر کردن لباس شما می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

they are prettifying the neighborhood with new flowers.

آنها با گل های جدید، محله را زیباتر می کنند.

she enjoys prettifying her home for the holidays.

او از زیباتر کردن خانه خود برای تعطیلات لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید