ruining

[ایالات متحده]/ˈruːɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈruːɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از خراب کردن; چیزی را ویران یا آسیب رساندن; باعث ضرر رساندن به کسی یا ورشکسته شدن; به ویرانه تبدیل شدن
n. وضعیت ویران شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ruining everything

خراب کردن همه چیز

ruining plans

خراب کردن برنامه‌ها

ruining chances

از بین بردن فرصت‌ها

ruining relationships

خراب کردن روابط

ruining fun

خراب کردن تفریح

ruining lives

خراب کردن زندگی‌ها

ruining moments

خراب کردن لحظات

ruining reputation

لکه دار کردن اعتبار

ruining future

خراب کردن آینده

ruining opportunities

از بین بردن فرصت‌ها

جملات نمونه

his constant complaining is ruining the atmosphere.

شکایت‌های دائمی او فضاو خراب می‌کند.

don't let small mistakes ruin your whole project.

نذار اشتباهات کوچیک کل پروژه‌ات رو خراب کنه.

her harsh words are ruining their friendship.

حرف‌های تند او دوستی آن‌ها را خراب می‌کند.

they are ruining the environment with their pollution.

آنها با آلودگی خود محیط زیست را خراب می‌کنند.

overcooking the pasta is ruining the meal.

پختن بیش از حد پاستا باعث خراب شدن غذا می‌شود.

his reckless driving is ruining his chances of getting a license.

رانندگی بی‌احتیاطی او شانس او برای گرفتن گواهنامه را خراب می‌کند.

don't let negativity ruin your day.

نذار منفی‌گرایی روزت رو خراب کنه.

the rain is ruining our picnic plans.

باران برنامه‌های پیک‌نیک ما را خراب می‌کند.

her jealousy is ruining their relationship.

حسادت او رابطه‌ی آن‌ها را خراب می‌کند.

spending too much time on social media is ruining my productivity.

وقت گذاشتن زیاد در شبکه‌های اجتماعی باعث خراب شدن بهره‌وری من می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید