ruining everything
خراب کردن همه چیز
ruining plans
خراب کردن برنامهها
ruining chances
از بین بردن فرصتها
ruining relationships
خراب کردن روابط
ruining fun
خراب کردن تفریح
ruining lives
خراب کردن زندگیها
ruining moments
خراب کردن لحظات
ruining reputation
لکه دار کردن اعتبار
ruining future
خراب کردن آینده
ruining opportunities
از بین بردن فرصتها
his constant complaining is ruining the atmosphere.
شکایتهای دائمی او فضاو خراب میکند.
don't let small mistakes ruin your whole project.
نذار اشتباهات کوچیک کل پروژهات رو خراب کنه.
her harsh words are ruining their friendship.
حرفهای تند او دوستی آنها را خراب میکند.
they are ruining the environment with their pollution.
آنها با آلودگی خود محیط زیست را خراب میکنند.
overcooking the pasta is ruining the meal.
پختن بیش از حد پاستا باعث خراب شدن غذا میشود.
his reckless driving is ruining his chances of getting a license.
رانندگی بیاحتیاطی او شانس او برای گرفتن گواهنامه را خراب میکند.
don't let negativity ruin your day.
نذار منفیگرایی روزت رو خراب کنه.
the rain is ruining our picnic plans.
باران برنامههای پیکنیک ما را خراب میکند.
her jealousy is ruining their relationship.
حسادت او رابطهی آنها را خراب میکند.
spending too much time on social media is ruining my productivity.
وقت گذاشتن زیاد در شبکههای اجتماعی باعث خراب شدن بهرهوری من میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید