previsions

[ایالات متحده]/prɪˈvɪʒ.ən/
[بریتانیا]/prɪˈvɪʒ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیش‌بینی یا پیشگویی؛ دانش چیزی قبل از وقوع آن

عبارات و ترکیب‌ها

future prevision

پیش‌بینی آینده

market prevision

پیش‌بینی بازار

economic prevision

پیش‌بینی اقتصادی

financial prevision

پیش‌بینی مالی

policy prevision

پیش‌بینی سیاست

weather prevision

پیش‌بینی هواشناسی

strategic prevision

پیش‌بینی استراتژیک

long-term prevision

پیش‌بینی بلندمدت

short-term prevision

پیش‌بینی کوتاه‌مدت

accurate prevision

پیش‌بینی دقیق

جملات نمونه

her prevision of the market trends proved to be accurate.

پیش‌بینی او از روند بازار دقیق از آب درآمد.

we need to enhance our prevision capabilities for better planning.

ما نیاز داریم توانایی‌های پیش‌بینی خود را برای برنامه‌ریزی بهتر ارتقا دهیم.

the prevision of potential risks is crucial for project success.

پیش‌بینی خطرات احتمالی برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

his prevision helped the team avoid many pitfalls.

پیش‌بینی او به تیم کمک کرد تا از بسیاری از مشکلات جلوگیری کند.

with careful prevision, we can allocate resources more effectively.

با پیش‌بینی دقیق، می‌توانیم منابع را به طور مؤثرتری تخصیص دهیم.

the company's prevision for future growth is optimistic.

پیش‌بینی شرکت برای رشد آینده خوش‌بینانه است.

her prevision of the weather allowed us to prepare accordingly.

پیش‌بینی او از هوا به ما این امکان را داد که به طور مناسب آماده شویم.

prevision is essential in strategic decision-making.

پیش‌بینی در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک ضروری است.

the prevision of technological advancements is challenging.

پیش‌بینی پیشرفت‌های فناوری چالش‌برانگیز است.

effective prevision can lead to better business outcomes.

پیش‌بینی مؤثر می‌تواند منجر به نتایج تجاری بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید