pricy

[ایالات متحده]/'praɪsɪ/
[بریتانیا]/ˈpraɪsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گران; پرهزینه
Word Forms
صفت تفضیلیpricier
صفت عالیpriciest

جملات نمونه

The designer handbag was too pricy for my budget.

کیف دستی طرح‌دار برای بودجه من خیلی گران بود.

Eating out at fancy restaurants can be pricy.

غذا خوردن در رستوران‌های مجلل می‌تواند گران باشد.

Buying organic produce is usually more pricy than conventional options.

خرید محصولات ارگانیک معمولاً گران‌تر از گزینه‌های معمولی است.

Luxury cars are known for being pricy but high-quality.

ماشین‌های لوکس به خاطر گران بودن اما با کیفیت بالا معروف هستند.

The hotel room had a pricy minibar with snacks and drinks.

اتاق هتل دارای یک مینی‌بار گران با تنقلات و نوشیدنی بود.

Getting a front-row seat at the concert was pricy but worth it.

گرفتن صندلی در ردیف اول در کنسرت گران بود اما ارزشش را داشت.

Designer clothing can be pricy due to the brand name and quality.

لباس‌های طراحی‌شده می‌توانند گران باشند به دلیل نام تجاری و کیفیت.

The spa offers pricy treatments for relaxation and rejuvenation.

اسپا درمان‌های گران‌قیمتی برای آرامش و تجدید قوا ارائه می‌دهد.

Traveling during peak season can be pricy compared to off-peak times.

سفر در فصل اوج می‌تواند در مقایسه با زمان‌های کم‌فصل گران باشد.

Paying for expedited shipping can be pricy but ensures quick delivery.

پرداخت هزینه حمل و نقل سریع می‌تواند گران باشد اما تحویل سریع را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید