prided

[ایالات متحده]/praɪdɪd/
[بریتانیا]/praɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی افتخار کردن؛ زمان گذشته و قسمت گذشته pride
adj. خودراضی، مغرور

عبارات و ترکیب‌ها

prided on

افتخار به

prided himself

به خود افتخار کرد

prided herself

به خود افتخار کرد

prided in

در آن افتخار کرد

prided themselves

به خود افتخار کردند

prided as

به عنوان افتخار

prided about

در مورد آن افتخار کرد

prided for

به خاطر آن افتخار کرد

prided upon

به آن افتخار کرد

prided with

با آن افتخار کرد

جملات نمونه

she prided herself on her cooking skills.

او به مهارت‌های آشپزی خود افتخار می‌کرد.

he prided himself on being a good listener.

او به خاطر شنونده خوب بودن به خود افتخار می‌کرد.

the team prided itself on its strong work ethic.

تیم به خاطر اخلاق کاری قوی خود افتخار می‌کرد.

they prided themselves on their customer service.

آنها به خاطر خدمات مشتری خود افتخار می‌کردند.

she prided herself on her academic achievements.

او به خاطر دستاوردهای علمی خود افتخار می‌کرد.

he prided himself on his athletic abilities.

او به خاطر توانایی‌های ورزشی خود افتخار می‌کرد.

the school prided itself on its diverse programs.

مدرسه به خاطر برنامه‌های متنوع خود افتخار می‌کرد.

we prided ourselves on our innovative solutions.

ما به خاطر راه حل‌های نوآورانه خود افتخار می‌کردیم.

she prided herself on her ability to solve problems.

او به خاطر توانایی خود در حل مشکلات افتخار می‌کرد.

the company prided itself on its sustainable practices.

شرکت به خاطر شیوه‌های پایدار خود افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید