prayer prier
نماز دعا
silent prier
دعا خاموش
devout prier
دعا باوقار
faithful prier
دعا باوفا
daily prier
دعا روزانه
group prier
دعا گروهی
public prier
دعا عمومی
humble prier
دعا متواضعانه
grateful prier
دعا سپاسگزار
earnest prier
دعا با جدیت
the prier of the church was known for his eloquent sermons.
کشیش کلیسا به خاطر وعظهای شیوايش مشهور بود.
she acted as a prier for her community, offering support to those in need.
او به عنوان یک کشیش برای جامعه خود عمل میکرد و از کسانی که به کمک نیاز داشتند حمایت میکرد.
the prier led the group in prayer before the event.
کشیش گروه را قبل از رویداد در دعا رهبری کرد.
he felt a calling to become a prier and help others find peace.
او احساس میکرد که باید کشیش شود و به دیگران کمک کند تا آرامش خود را پیدا کنند.
the prier's words brought comfort to the grieving family.
کلمات کشیش تسلی خاطر خانواده داغدار را فراهم کرد.
as a prier, she dedicated her life to serving her faith.
او به عنوان یک کشیش، زندگی خود را وقف خدمت به ایمان خود کرد.
many people attended the prier's session to seek guidance.
بسیاری از مردم برای دریافت راهنمایی در جلسه کشیش شرکت کردند.
the prier organized community events to strengthen bonds.
کشیش رویدادهای اجتماعی را برای تقویت پیوندها سازماندهی کرد.
his role as a prier was vital during the crisis.
نقش او به عنوان کشیش در طول بحران حیاتی بود.
the prier encouraged everyone to express their hopes and fears.
کشیش از همه خواست تا امیدها و ترسهای خود را بیان کنند.
prayer prier
نماز دعا
silent prier
دعا خاموش
devout prier
دعا باوقار
faithful prier
دعا باوفا
daily prier
دعا روزانه
group prier
دعا گروهی
public prier
دعا عمومی
humble prier
دعا متواضعانه
grateful prier
دعا سپاسگزار
earnest prier
دعا با جدیت
the prier of the church was known for his eloquent sermons.
کشیش کلیسا به خاطر وعظهای شیوايش مشهور بود.
she acted as a prier for her community, offering support to those in need.
او به عنوان یک کشیش برای جامعه خود عمل میکرد و از کسانی که به کمک نیاز داشتند حمایت میکرد.
the prier led the group in prayer before the event.
کشیش گروه را قبل از رویداد در دعا رهبری کرد.
he felt a calling to become a prier and help others find peace.
او احساس میکرد که باید کشیش شود و به دیگران کمک کند تا آرامش خود را پیدا کنند.
the prier's words brought comfort to the grieving family.
کلمات کشیش تسلی خاطر خانواده داغدار را فراهم کرد.
as a prier, she dedicated her life to serving her faith.
او به عنوان یک کشیش، زندگی خود را وقف خدمت به ایمان خود کرد.
many people attended the prier's session to seek guidance.
بسیاری از مردم برای دریافت راهنمایی در جلسه کشیش شرکت کردند.
the prier organized community events to strengthen bonds.
کشیش رویدادهای اجتماعی را برای تقویت پیوندها سازماندهی کرد.
his role as a prier was vital during the crisis.
نقش او به عنوان کشیش در طول بحران حیاتی بود.
the prier encouraged everyone to express their hopes and fears.
کشیش از همه خواست تا امیدها و ترسهای خود را بیان کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید