primatess

[ایالات متحده]/praɪ'meɪtɛs/
[بریتانیا]/praɪ'meɪtɛs/

ترجمه

n. پریمات ماده

عبارات و ترکیب‌ها

primatess research

تحقیقات شامپانزه‌ها

primatess behavior

رفتار شامپانزه‌ها

primatess species

گونه‌های شامپانزه

primatess habitat

زیستگاه شامپانزه‌ها

primatess conservation

حفظ و نگهداری شامپانزه‌ها

primatess evolution

تکامل شامپانزه‌ها

primatess anatomy

آناتومی شامپانزه‌ها

primatess study

مطالعه شامپانزه‌ها

primatess communication

ارتباطات شامپانزه‌ها

primatess genetics

ژنتیک شامپانزه‌ها

جملات نمونه

primatess are fascinating creatures to study.

میمون‌ها موجوداتی جذاب برای مطالعه هستند.

many scientists specialize in primatess behavior.

بسیاری از دانشمندان در رفتار میمون‌ها تخصص دارند.

primatess play a crucial role in their ecosystems.

میمون‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

conservation efforts are vital for primatess survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای میمون‌ها حیاتی هستند.

primatess exhibit complex social structures.

میمون‌ها ساختارهای اجتماعی پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند.

studying primatess can provide insights into human evolution.

مطالعه میمون‌ها می‌تواند بینش‌هایی در مورد تکامل انسان ارائه دهد.

primatess often communicate through vocalizations and gestures.

میمون‌ها اغلب از طریق صداها و حرکات با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

field research on primatess requires patience and dedication.

تحقیقات میدانی در مورد میمون‌ها نیاز به صبر و تعهد دارد.

primatess are known for their intelligence and problem-solving skills.

میمون‌ها به خاطر هوش و مهارت‌های حل مسئله خود شناخته شده‌اند.

understanding primatess can help improve animal welfare in zoos.

درک میمون‌ها می‌تواند به بهبود رفاه حیوانات در باغ وحش کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید