primers

[ایالات متحده]/ˈpraɪməz/
[بریتانیا]/ˈpraɪmərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه یا زیر لایه; آغازگر یا پرایمر برای یادگیری

عبارات و ترکیب‌ها

color primers

برايمر رنگی

facial primers

برايمر صورت

paint primers

برايمر رنگ

nail primers

برايمر ناخن

eye primers

برايمر چشم

makeup primers

برايمر آرایش

adhesive primers

برايمر چسب

wood primers

برايمر چوب

spray primers

برايمر اسپری

metal primers

برايمر فلز

جملات نمونه

we used primers to prepare the surface for painting.

ما از پرایمرها برای آماده‌سازی سطح برای نقاشی استفاده کردیم.

primers are essential for achieving a smooth finish.

پرایمرها برای دستیابی به یک سطح صاف ضروری هستند.

she bought several primers for her art project.

او چندین پرایمر برای پروژه هنری خود خرید.

primers can help enhance the color of the paint.

پرایمرها می‌توانند به بهبود رنگ رنگ کمک کنند.

make sure to apply the primers evenly.

مطمئن شوید که پرایمرها را به طور یکنواخت اعمال کنید.

different surfaces require different types of primers.

سطوح مختلف به انواع مختلف پرایمر نیاز دارند.

we need to buy more primers before starting the project.

ما باید قبل از شروع پروژه پرایمر بیشتری بخریم.

primers can also improve the adhesion of paint.

پرایمرها همچنین می‌توانند چسبندگی رنگ را بهبود بخشند.

he is researching the best primers for metal surfaces.

او در حال تحقیق در مورد بهترین پرایمرها برای سطوح فلزی است.

using primers can save time in the painting process.

استفاده از پرایمرها می‌تواند در فرآیند نقاشی در زمان صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید