primming

[ایالات متحده]/ˈprɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɪmɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری prim
adj. مرتب و منظم; (از یک شخص) prim و مناسب
adv. به شکل prim

عبارات و ترکیب‌ها

primming flowers

گل‌دهی

primming plants

کاشت گیاهان

primming trees

کاشت درختان

primming hedges

کاشت بوته‌ها

primming garden

آماده‌سازی باغ

primming leaves

آماده‌سازی برگ‌ها

primming shrubs

کاشت بوته‌ها

primming vines

کاشت تاک‌ها

primming bushes

کاشت بوته‌ها

primming crops

کاشت محصولات

جملات نمونه

primming the plants is essential for their growth.

آماده‌سازی گیاهان برای رشد آن‌ها ضروری است.

he spent the afternoon primming the hedges in the garden.

او بعد از ظهر را به آماده‌سازی بوته‌ها در باغ گذراند.

primming the edges of the lawn gives it a neat appearance.

آماده‌سازی لبه‌های چمن به آن ظاهری مرتب می‌دهد.

she enjoys primming her flower beds every spring.

او از آماده‌سازی تخت‌های گل خود هر بهار لذت می‌برد.

primming is a skill that takes practice to master.

آماده‌سازی مهارتی است که تسلط بر آن نیاز به تمرین دارد.

after primming, the garden looked much more inviting.

پس از آماده‌سازی، باغ بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسید.

they hired a professional for primming the large trees.

آنها برای آماده‌سازی درختان بزرگ یک متخصص استخدام کردند.

primming can help prevent diseases in your plants.

آماده‌سازی می‌تواند به جلوگیری از بیماری‌ها در گیاهان شما کمک کند.

he learned the art of primming from his grandfather.

او هنر آماده‌سازی را از پدربزرگ خود آموخت.

primming the bushes regularly keeps them healthy.

آماده‌سازی منظم بوته‌ها آن‌ها را سالم نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید