princely

[ایالات متحده]/'prɪnslɪ/
[بریتانیا]/'prɪnsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی یا مناسب یک شاهزاده؛ سخاوتمند و باشکوه؛ بزرگ.

عبارات و ترکیب‌ها

a princely sum

مبلغ شاهانه

princely attire

لباس شاهانه

princely manners

رفتار شاهانه

princely estate

املاک شاهانه

جملات نمونه

the princely states of India.

کشورهای حکمران هند

she's paying a princely sum.

او مبلغ بسیار زیادی پرداخت می‌کند.

inherited a princely sum.

یک مبلغ بسیار زیاد به ارث برد.

For his first book he received the princely sum of $400.

برای اولین کتابش مبلغ ۴۰۰ دلار دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید