privatised

[ایالات متحده]/ˈpraɪvəˌtaɪz/
[بریتانیا]/ˈpraɪvəˌtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. انتقال مالکیت یا کنترل (کسب و کار، املاک و غیره) از بخش عمومی به بخش خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

privatise state-owned enterprises

خصوصی‌سازی بنگاه‌های دولتی

privatise public services

خصوصی‌سازی خدمات عمومی

privatise industries

خصوصی‌سازی صنایع

privatise healthcare

خصوصی‌سازی خدمات بهداشتی و درمانی

privatise education

خصوصی‌سازی آموزش

privatise transportation

خصوصی‌سازی حمل و نقل

privatise utilities

خصوصی‌سازی خدمات زیربنایی

جملات نمونه

The government says it only wants to privatize one or two railway lines, but I think it’s the thin end of the wedge.They’ll all be privatised soon.

دولت می‌گوید فقط می‌خواهد یک یا دو خط ریلی را خصوصی‌سازی کند، اما من فکر می‌کنم این سرآغاز یک روند است. به زودی همه آن‌ها خصوصی‌سازی خواهند شد.

In what was known as “Koizumi theatre”, the telegenic reformer obtained extensive television coverage by replacing LDP candidates who opposed his plans to privatise the postal system.

در آنچه به عنوان «تئاتر کوییزومی» شناخته می‌شد، اصلاح‌گر خوش‌تیپ با جایگزین کردن نامزدهای حزب لیبرال دموکراتیک که با برنامه‌های او برای خصوصی‌سازی سیستم پستی مخالف بودند، پوشش تلویزیونی گسترده‌ای به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید