pro

[ایالات متحده]/prəʊ/
[بریتانیا]/proʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرفه‌ای; ورزشکار; مزیت
adj. حرفه‌ای; تخصصی
prep. به نفع; به حمایت از

عبارات و ترکیب‌ها

pro athlete

ورزشکار حرفه‌ای

pros and cons

مزایا و معایب

proceed with caution

با احتیاط ادامه دهید

professional development

توسعه حرفه‌ای

prosperity

بهروزی

protective gear

تجهیزات محافظتی

profit margin

حاشیه سود

prospective clients

مشتریان بالقوه

pro and con

مزایا و معایب

pro forma

پیش‌نگارش

pro bono

رايگان

quid pro quo

مزاوغه

pro forma invoice

فاکتور پروفرمایی

pro tempore

موقت

جملات نمونه

a pro-am golf tournament.

یک تورنمنت گلف حرفه‌ای- آماتور.

she is a pro-life activist.

او یک فعال طرفدار حیات است.

arguing pro and con.

بحث در مورد جوانب مثبت و منفی.

a pro forma copy of a document.

یک کپی فرم پرو از یک سند.

the pros and cons of share ownership.

مزایا و معایب مالکیت سهام.

the winningest coach in pro-football history.

موفق ترین مربی در تاریخ فوتبال حرفه ای.

The pros and cons cancel out.

مزایا و معایب یکدیگر را خنثی می کنند.

PowerMan Produkty pro fitness a bodybuilding.

محصولات پاورمن برای تناسب اندام و بدنسازی

weighing the pros and cons.

ارزیابی جوانب مثبت و منفی.

a lawyer's pro bono work.

کار داوطلبانه وکیل.

one-candidate, pro forma elections.

انتخابات فرمی یک نامزدی.

debated the issue pro and con.

در مورد این موضوع بحث شد، مثبت و منفی.

the pro-nuncio will concelebrate Mass with bishops from Wales.

نماینده پاپ با اسقف‌های ولز در مراسم مذهبی شرکت خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید