skilled

[ایالات متحده]/skɪld/
[بریتانیا]/skɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ماهر; دارای تخصص; نیازمند مهارت.

عبارات و ترکیب‌ها

highly skilled

بسیار ماهر

skilled worker

کارگر ماهر

skilled labor

نیروی کار ماهر

be skilled in

مهارت داشتن در

skilled labour

نیروی کار ماهر

skilled technician

تکنسین ماهر

جملات نمونه

skilled in (at) carpentry

مهارت در (در) نجاری

skilled at needlework

مهارت در سوزن‌دوزی

This is a job for a skilled tradesman.

این شغل برای یک صنعتگر ماهر است.

a highly skilled workforce

نیروی کار بسیار ماهر

a lab technician skilled in electronics.

یک تکنسین آزمایشگاه ماهر در زمینه الکترونیک.

a highly skilled job.

یک شغل بسیار ماهرانه.

skilled at forensic reading.

ماهر در خواندن پزشکی قانونی

acrobats skilled in wirework.

آکروبات‌های ماهر در طناب‌بازی.

writers skilled at controversy.

نویسندگانی که در ایجاد جنجال ماهر هستند.

The mayor is a skilled politician.

شهردار یک سیاستمدار ماهر است.

He is a quite skilled worker.

او یک کارگر بسیار ماهر است.

a woman skilled in equitation

یک زن ماهر در سوارکاری

is skilled in horology

در ساعت‌سازی ماهر است

He became skilled in several tribal lingoes.

او به چندین زبان قبیله‌ای ماهر شد.

The scarcity of skilled workers is worrying the government.

کمی نیروی کار ماهر باعث نگرانی دولت شده است.

a writer skilled at crafting humor.

نویسنده ای ماهر در خلق طنز.

research people skilled in experimental pathology.

افراد پژوهشگر ماهر در آسیب شناسی تجربی

نمونه‌های واقعی

He seems quite skilled at it.

او به نظر می‌رسد که در آن بسیار ماهر است.

منبع: Modern Family Season 6

Perfectionists were regarded as being less socially skilled and less likeable than non-perfectionists.

کسانی که کمال‌گرا بودند، به عنوان افرادی کمتر با مهارت‌های اجتماعی و کمتر دوست‌داشتنی از غیرکمال‌گرایان در نظر گرفته می‌شدند.

منبع: The Economist - Business

A global workforce of millions, highly skilled and trained doesn't need to be retrained.

یک نیروی کار جهانی با میلیون‌ها نفر، بسیار ماهر و آموزش دیده، نیازی به آموزش مجدد ندارد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

She was skilled at graphics because she was majoring in graphic design.

او در طراحی گرافیک ماهر بود زیرا در رشته طراحی گرافیک تحصیل می‌کرد.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

Poor education puts off investors seeking skilled labour.

کمبود آموزش و پرورش سرمایه‌گذاران را که به دنبال نیروی کار ماهر هستند، منصرف می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

" Getting high skilled people is still a challenge."

«به دست آوردن افراد با مهارت بالا هنوز یک چالش است.»

منبع: VOA Standard June 2015 Collection

Very skilled in the game, just bad luck.

بسیار ماهر در بازی، فقط بدشانسی.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

A professional Santa must be skilled in improvisation.

بابانوئل حرفه‌ای باید در بداهه‌گویی ماهر باشد.

منبع: Christmas hahaha

Mister Galbraith developed into a highly skilled writer.

آقای گالبرت به یک نویسنده بسیار ماهر تبدیل شد.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

Although there is an army of skilled gardeners.

اگرچه ارتش بزرگی از باغبانان ماهر وجود دارد.

منبع: Victoria Kitchen

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید