probated

[ایالات متحده]/ˈprəʊbeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈproʊbeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از پروبات
adj. اشاره به وصیت نامه‌ای که توسط دادگاه تأیید شده است

عبارات و ترکیب‌ها

probated will

وصیت‌نامه تایید شده

probated estate

املاک تایید شده

probated assets

دارایی‌های تایید شده

probated trust

صندوق امانت تایید شده

probated documents

مدارک تایید شده

probated case

موارد تایید شده

probated property

ملک تایید شده

probated claims

ادعاهای تایید شده

probated proceedings

دادخواست‌های تایید شده

probated inheritance

ارث تایید شده

جملات نمونه

the will was probated in court last week.

وصیت‌نامه هفته گذشته در دادگاه تایید شد.

after her death, the estate was probated quickly.

پس از مرگ او، اموال به سرعت تایید شد.

he had to wait for the will to be probated before he could inherit.

او باید منتظر می‌ماند تا وصیت‌نامه تایید شود تا بتواند ارث ببرد.

once probated, the executor can distribute the assets.

پس از تایید، مدیر اجرایی می‌تواند دارایی‌ها را توزیع کند.

they filed the documents to get the will probated.

آنها مدارک را برای تایید وصیت‌نامه ارائه کردند.

the process of getting a will probated can be lengthy.

فرآیند تایید وصیت‌نامه می‌تواند طولانی باشد.

she was named as the executor once the will was probated.

او پس از تایید وصیت‌نامه به عنوان مدیر اجرایی معرفی شد.

all debts must be settled before the estate is probated.

قبل از تایید اموال، باید تمام بدهی‌ها تسویه شود.

he learned that his father's will had been probated without any issues.

او متوجه شد که وصیت‌نامه پدرش بدون هیچ مشکلی تایید شده است.

the lawyer explained the steps to get the will probated.

وکیل مراحل تایید وصیت‌نامه را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید