probates

[ایالات متحده]/ˈprəʊbeɪts/
[بریتانیا]/ˈproʊbeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدارک اثبات کننده اعتبار یک وصیت
v. به طور رسمی یک وصیت را اثبات کردن

عبارات و ترکیب‌ها

file probates

ثبت اسناد ارث

contest probates

اعتراض به اسناد ارث

approve probates

تایید اسناد ارث

dispute probates

اختلاف در مورد اسناد ارث

manage probates

مدیریت اسناد ارث

settle probates

تنظیم اسناد ارث

review probates

بررسی اسناد ارث

execute probates

اجرای اسناد ارث

challenge probates

چالش اسناد ارث

record probates

ثبت سابقه اسناد ارث

جملات نمونه

the court probates the will to ensure its validity.

دادگاه وصیت‌نامه را تایید می‌کند تا از اعتبار آن اطمینان حاصل کند.

after he passed away, she filed for probates to settle his estate.

پس از فوت او، او برای رسیدگی به دارایی او درخواست تاییدیه داد.

probates can be a lengthy process in some jurisdictions.

تاییدیه می‌تواند یک فرآیند طولانی در برخی از حوزه‌ها باشد.

she was surprised by how many probates were required for the inheritance.

او از تعداد تاییدیه‌های مورد نیاز برای ارث‌بری متعجب شد.

the lawyer explained the steps involved in the probates process.

وکیل مراحل مربوط به فرآیند تاییدیه را توضیح داد.

he learned that probates could take several months to complete.

او متوجه شد که تاییدیه ممکن است چند ماه طول بکشد تا تکمیل شود.

understanding probates is essential for estate planning.

درک تاییدیه برای برنامه‌ریزی املاک ضروری است.

probates often require the involvement of an attorney.

تاییدیه اغلب نیاز به حضور یک وکیل دارد.

the family gathered to discuss the probates of their late relative.

خانواده برای بحث در مورد تاییدیهٔ بستگان درگذشته‌شان گرد هم آمدند.

she felt relieved when the probates were finally approved.

او احساس راحتی کرد وقتی تاییدیه ها بالاخره تایید شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید