probations

[ایالات متحده]/prə'beɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/pro'beʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزمایشی

عبارات و ترکیب‌ها

probation period

دوره آزمایشی

on probation

در حال گذراندن دوره آزمایشی

violate probation

نقض دوره آزمایشی

probation officer

مسئول دوره آزمایشی

probation terms

شرایط دوره آزمایشی

جملات نمونه

the National Association of Probation Officers.

انجمن ملی مددگران قضایی

I went to court and was put on probation .

من به دادگاه رفتم و به probation محکوم شدم.

probation should in no sense be seen as a soft option by the judiciary.

probation به هیچ وجه نباید به عنوان یک گزینه آسان توسط قوه قضاییه تلقی شود.

a probationary officer (=probation officer)

یک افسر آزمایشی (= افسر آزادی مشروط)

A technician on probation was hit by a piece of falling masonry.

یک تکنسین در probation مورد اصابت یک تکه سنگ آوار قرار گرفت.

I got three years' probation, on condition that I stay at the hostel for a year.

من به شرط اقامت یک ساله در هاستل، به سه سال آزادی مشروط رسیدم.

for an initial period of probation your line manager will closely monitor your progress.

در طول دوره probation اولیه، مدیر خط شما به طور دقیق پیشرفت شما را رصد خواهد کرد.

The judge did not jail the young man, but put him on probation for a year.

قاضی جوان را به زندان نفرستاد، اما او را به مدت یک سال به probation محکوم کرد.

نمونه‌های واقعی

Yes, and I'm a convicted felon still on probation.

بله، و من یک محکوم کیفری هستم که هنوز در حال گذراندن دوره تعلیق هستم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Marquez pleaded guilty to disorderly conduct in a restricted building and received 18 months probation.

مارکز به اتهام ایجاد مزاحمت در یک ساختمان محدودگداشته شده اعتراف کرد و 18 ماه گذراندن دوره تعلیق را به عنوان مجازات دریافت کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Anderson had recently landed back in jail after violating his probation on the burglary charge.

اندرسون اخیراً پس از نقض دوره تعلیق خود در رابطه با اتهام سرقت، دوباره به زندان بازگشت.

منبع: Reader's Digest Anthology

He even spoke with the probation board.

حتی با هیئت نظارت بر آزادی مشروط صحبت کرد.

منبع: English little tyrant

Which I held to his head. So I violated my probation, committed a felony and coerced a confession.

که آن را به سرش چسباندم. بنابراین من دوره تعلیق خود را نقض کردم، یک جرم کیفری مرتکب شدم و یک اعتراف را تحمیل کردم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Mirabal was sentenced to 1 year in county jail and five years probation.

میربال به یک سال زندان شهرستان و پنج سال گذراندن دوره تعلیق محکوم شد.

منبع: NPR News July 2014 Compilation

In May a small number of probation officers began training as polygraph examiners.

در ماه می، تعداد کمی از افسران نظارت بر آزادی مشروط شروع به آموزش به عنوان بازرسان تست دروغ کردند.

منبع: The Economist (Summary)

After probation. you'll find that our silk products feels more comfortable than others.

پس از گذراندن دوره تعلیق، متوجه خواهید شد که محصولات ابریشمی ما نسبت به سایر محصولات راحت تر است.

منبع: Foreign Trade English Topics King

Cosby faced a sentence of anywhere from probation to 10 years in prison.

کسبی با مجازاتی بین گذراندن دوره تعلیق تا 10 سال زندان روبرو بود.

منبع: VOA Special September 2018 Collection

The suspect, a convicted felon on probation, was jailed on $2 million bail.

متهم، یک محکوم کیفری که در حال گذراندن دوره تعلیق بود، با وثیقه 2 میلیون دلاری بازداشت شد.

منبع: AP Listening Collection May 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید