proctodeum

[ایالات متحده]/ˈprɒktəʊdiːəm/
[بریتانیا]/ˈprɑːktoʊdiːəm/

ترجمه

n. قسمت خلفی دستگاه گوارش در برخی از بی‌مهرگان؛ حفره مقعدی

عبارات و ترکیب‌ها

proctodeum development

توسعه پروکتودئوم

proctodeum structure

ساختار پروکتودئوم

proctodeum function

عملکرد پروکتودئوم

proctodeum anatomy

آناتومی پروکتودئوم

proctodeum region

منطقه پروکتودئوم

proctodeum lining

آستر پروکتودئوم

proctodeum opening

دهانه پروکتودئوم

proctodeum canal

کانال پروکتودئوم

proctodeum cells

سلول های پروکتودئوم

proctodeum issues

مشکلات پروکتودئوم

جملات نمونه

the proctodeum is an important structure in insect anatomy.

پروکتودئوم یک ساختار مهم در آناتومی حشرات است.

in some species, the proctodeum plays a role in digestion.

در برخی گونه‌ها، پروکتودئوم در گوارش نقش دارد.

the proctodeum can vary significantly among different organisms.

پروکتودئوم می‌تواند در بین موجودات مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

researchers study the proctodeum to understand evolutionary adaptations.

محققان پروکتودئوم را برای درک سازگاری‌های تکاملی مطالعه می‌کنند.

during development, the proctodeum forms from the embryonic gut.

در طول رشد، پروکتودئوم از روده جنینی تشکیل می‌شود.

the proctodeum is involved in waste excretion in many animals.

پروکتودئوم در دفع مواد زائد در بسیاری از حیوانات نقش دارد.

understanding the proctodeum can help in veterinary medicine.

درک پروکتودئوم می‌تواند در طب دامپزشکی کمک کند.

damage to the proctodeum can lead to serious health issues.

آسیب به پروکتودئوم می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the proctodeum is often examined during dissections.

پروکتودئوم اغلب در طول تشریح بررسی می‌شود.

some researchers focus on the proctodeum's role in reproduction.

برخی از محققان بر نقش پروکتودئوم در تولید مثل تمرکز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید