proctors

[ایالات متحده]/ˈprɒktəz/
[بریتانیا]/ˈprɑːktərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناظران در هنگام امتحانات در دانشگاه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

exam proctors

نظارت‌کنندگان امتحان

proctors meeting

جلسه نظارت‌کنندگان

proctors guidelines

دستورالعمل‌های نظارت‌کنندگان

proctors duties

وظایف نظارت‌کنندگان

proctors role

نقش نظارت‌کنندگان

proctors training

آموزش نظارت‌کنندگان

proctors schedule

برنامه نظارت‌کنندگان

proctors report

گزارش نظارت‌کنندگان

proctors assignment

انتصاب نظارت‌کنندگان

proctors feedback

بازخورد نظارت‌کنندگان

جملات نمونه

the proctors monitored the exam closely.

بازرسان به دقت بر روند امتحان نظارت داشتند.

proctors are responsible for maintaining exam integrity.

وظیفه حفظ یکپارچگی امتحان بر عهده بازرسان است.

students must follow the rules set by the proctors.

دانشجویان باید قوانین تعیین شده توسط بازرسان را رعایت کنند.

the proctors explained the exam procedures before starting.

بازرسان قبل از شروع، رویه های امتحان را توضیح دادند.

proctors are often teachers or administrators.

بازرسان اغلب معلمان یا مدیران هستند.

the proctors walked around the room to ensure fairness.

بازرسان برای اطمینان از عدالت در اتاق قدم زدند.

students raised their hands to ask the proctors questions.

دانشجویان دست خود را بالا بردند تا از بازرسان سوال بپرسند.

proctors are trained to handle any cheating incidents.

بازرسان برای رسیدگی به هرگونه تخلف آموزش دیده اند.

the proctors collected the answer sheets at the end.

بازرسان در پایان برگه های پاسخ را جمع آوری کردند.

proctors need to be vigilant during high-stakes exams.

بازرسان باید در طول امتحانات مهم هوشیار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید