procyclic

[ایالات متحده]/prəʊˈsɪklɪk/
[بریتانیا]/proʊˈsɪklɪk/

ترجمه

adj. به گونه‌ای که روند چرخه‌ی کسب و کار را تقویت و گسترش می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

procyclic word

کلمه ی پر سیکلیک

procyclic term

عبارت ی پر سیکلیک

procyclic formation

تشکیل ی پر سیکلیک

procyclic process

فرآیند ی پر سیکلیک

procyclic derivation

تولید ی پر سیکلیک

procyclic expression

عبارت ی پر سیکلیک

procyclic naming

نام گذاری ی پر سیکلیک

is procyclic

پر سیکلیک است

becomes procyclic

پر سیکلیک می شود

procyclic usage

کاربرد ی پر سیکلیک

جملات نمونه

the procyclic nature of the economy makes it vulnerable to boom-bust cycles.

طبیعت پر سیکلی اقتصاد آن را در برابر چرخه‌های رشد-کاهش آسیب‌پذیر می‌کند.

central banks often implement counter-cyclical policies to offset procyclic tendencies.

بانک‌های مرکزی اغلب سیاست‌های خلاف سیکلی را اجرا می‌کنند تا تمایلات پر سیکلی را جبران کنند.

procyclic fiscal spending can amplify economic fluctuations.

صرف خزانه‌داری پر سیکلی می‌تواند نوسانات اقتصادی را تشدید کند.

analysts monitor procyclic indicators like employment and consumption.

تحلیل‌گران شاخص‌های پر سیکلی مانند کارگاهی و مصرف را نظارت می‌کنند.

some economists argue that procyclic behavior is inherent to market economies.

برخی اقتصاددانان می‌گویند رفتار پر سیکلی به طبیعت اقتصاد بازار مربوط است.

the procyclic variables in the model include investment and inventory levels.

متغیرهای پر سیکلی در مدل شامل سطح سرمایه‌گذاری و موجودی‌ها می‌شود.

procyclic trends in housing markets can lead to asset bubbles.

روند‌های پر سیکلی در بازارهای مسکن می‌تواند به حباب‌های دارایی منجر شود.

polic procyclic effects whenymakers should consider designing stimulus packages.

سیاست‌گذاران باید بسته‌های تحریک‌دهنده را طراحی کنند تا اثرات پر سیکلی را کاهش دهند.

the procyclic nature of commodity prices affects global trade patterns.

طبیعت پر سیکلی قیمت‌های کالاها الگوهای تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

regulatory frameworks aim to reduce procyclic lending practices.

چارچوب‌های تنظیمی به دنبال کاهش روش‌های اعطای وام‌های پر سیکلی هستند.

procyclic macroeconomic factors can exacerbate income inequality.

عوامل ماکرواقتصادی پر سیکلی می‌توانند نابرابری درآمد را تشدید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید