prodigally

[ایالات متحده]/ˈprɒdɪɡəli/
[بریتانیا]/ˈprɑːdɪɡəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور اسراف‌کارانه؛ به روشی که ولخرجانه است؛ به روشی فراوان یا فراوانی

عبارات و ترکیب‌ها

prodigally spent

هزینه کرده به نحو اسراف‌آمیز

prodigally wasted

اسراف‌آمیز دور ریخته شده

prodigally generous

به طرز اسراف‌آمیز سخاوتمند

prodigally lavish

به طرز اسراف‌آمیز مجلل

prodigally extravagant

به طرز اسراف‌آمیز پر زرق و برق

prodigally rich

به طرز اسراف‌آمیز ثروتمند

prodigally gifted

به طرز اسراف‌آمیز با استعداد

prodigally indulgent

به طرز اسراف‌آمیز خودخواهانه

prodigally used

به طرز اسراف‌آمیز استفاده شده

جملات نمونه

he spent his inheritance prodigally on luxury cars.

او ارث خود را به طرز اسراف‌کارانه روی اتومبیل‌های لوکس خرج کرد.

she lived prodigally, throwing extravagant parties every weekend.

او به طرز اسراف‌کارانه زندگی می‌کرد و هر آخر هفته مهمانی‌های پر زرق و برق برگزار می‌کرد.

the company invested prodigally in marketing, hoping to boost sales.

شرکت به طرز اسراف‌کارانه در بازاریابی سرمایه‌گذاری کرد و امیدوار بود که فروش را افزایش دهد.

after winning the lottery, she spent prodigally on travel.

پس از برنده شدن در لاتاری، او به طرز اسراف‌کارانه روی سفر هزینه کرد.

they lived prodigally, often dining at expensive restaurants.

آنها به طرز اسراف‌کارانه زندگی می‌کردند و اغلب در رستوران‌های گران‌قیمت غذا می‌خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید