productionists

[ایالات متحده]/prəˈdʌkʃənɪsts/
[بریتانیا]/prəˈdʌkʃənɪsts/

ترجمه

n. جمع productionist

عبارات و ترکیب‌ها

film productionists

تولیدکنندگان فیلم

tv productionists

تولیدکنندگان تلویزیون

agricultural productionists

تولیدکنندگان کشاورزی

media productionists

تولیدکنندگان رسانه

skilled productionists

تولیدکنندگان ماهر

industrial productionists

تولیدکنندگان صنعتی

modern productionists

تولیدکنندگان مدرن

expert productionists

تولیدکنندگان متخصص

productionists' guild

گuild تولیدکنندگان

local productionists

تولیدکنندگان محلی

جملات نمونه

agrarian productionists advocate for increasing crop yields through modern farming techniques.

تولیدکنندگان کشاورزی معتقدند که برای افزایش تولید محصولات کشاورزی باید از فناوری‌های کشاورزی مدرن استفاده کرد.

industrial productionists believe that manufacturing growth is essential for economic development.

تولیدکنندگان صنعتی معتقدند که رشد تولید صنعتی برای توسعه اقتصادی ضروری است.

many socialist productionists emphasized collective farming during the mid-20th century.

بیشتر تولیدکنندگان سوسیالیست در میان قرن بیستم تأکید بر کشاورزی جمعی داشتند.

the conference brought together productionists from various sectors to discuss efficiency.

کنفرانس تولیدکنندگان از بخش‌های مختلف را جمع آوری کرد تا در مورد بهره‌وری بحث کنند.

modern productionists often embrace automation to boost output.

تولیدکنندگان مدرن اغلب از اتوماسیون برای افزایش تولید استفاده می‌کنند.

some productionists criticize the environmental impact of intensive agriculture.

برخی تولیدکنندگان تأثیرات محیط زیستی کشاورزی شدید را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

traditional productionists resist adopting new technologies in favor of established methods.

تولیدکنندگان سنتی در برابر پذیرش فناوری‌های جدید مقاومت می‌کنند و به روش‌های ثابت ترجیح می‌دهند.

small-scale productionists struggle to compete with large industrial farms.

تولیدکنندگان کوچک در رقابت با کشاورزی‌های صنعتی بزرگ دچار مشکل می‌شوند.

the policy shift favored productionists who prioritized quantity over quality.

تغییر سیاست به تولیدکنندگانی که کیفیت را در مقایسه با میزان تولید اولویت می‌دادند مزیت داد.

productionists argue that increased investment in machinery can solve labor shortages.

تولیدکنندگان می‌گویند که افزایش سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات می‌تواند کمبود نیروی کار را حل کند.

critics of the approach warned productionists about the long-term consequences.

انتقادات به این رویکرد به تولیدکنندگان هشدار دادند که عواقب بلندمدتی دارد.

urban productionists are exploring vertical farming as a sustainable solution.

تولیدکنندگان شهری در حال بررسی کشاورزی عمودی به عنوان یک راه‌حل پایدار هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید