proenzymes

[ایالات متحده]/prəʊˈɛnzaɪm/
[بریتانیا]/proʊˈɛnzaɪm/

ترجمه

n. یک پیش ساز برای آنزیم که تا زمانی که به فرم فعال تبدیل نشود، غیرفعال است

عبارات و ترکیب‌ها

proenzyme activation

فعال‌سازی پروآنزیم

proenzyme form

فرم پروآنزیم

proenzyme function

عملکرد پروآنزیم

proenzyme pathway

مسیر پروآنزیم

proenzyme synthesis

سنتز پروآنزیم

proenzyme structure

ساختار پروآنزیم

proenzyme activity

فعالیت پروآنزیم

proenzyme release

آزادی پروآنزیم

proenzyme regulation

تنظیم پروآنزیم

proenzyme complex

پیچیده پروآنزیم

جملات نمونه

the proenzyme is activated in the digestive system.

پروآنزیم در سیستم گوارشی فعال می‌شود.

scientists studied the role of proenzymes in metabolism.

دانشمندان نقش پروآنزیم‌ها در متابولیسم را مطالعه کردند.

proenzymes can help in protein digestion.

پروآنزیم‌ها می‌توانند به هضم پروتئین کمک کنند.

understanding proenzymes is crucial for biochemistry.

درک پروآنزیم‌ها برای زیوشیمی بسیار مهم است.

proenzymes are inactive forms of enzymes.

پروآنزیم‌ها فرم‌های غیرفعال آنزیم‌ها هستند.

many proenzymes require activation by specific conditions.

بسیاری از پروآنزیم‌ها برای فعال شدن به شرایط خاصی نیاز دارند.

the research focused on proenzymes in the human body.

تحقیقات بر روی پروآنزیم‌ها در بدن انسان متمرکز بود.

proenzymes are essential for various biological processes.

پروآنزیم‌ها برای فرآیندهای بیولوژیکی مختلف ضروری هستند.

injuries can trigger the activation of proenzymes.

آسیب‌ها می‌توانند باعث فعال شدن پروآنزیم‌ها شوند.

proenzymes can be found in many digestive juices.

پروآنزیم‌ها را می‌توان در بسیاری از شیره‌های گوارشی یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید