programmed

[ایالات متحده]/'proɡrəmd/
[بریتانیا]/ˈproˌɡræmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها را برای اجرا تنظیم کنید

عبارات و ترکیب‌ها

programmed instruction

آموزش برنامه‌ریزی‌شده

جملات نمونه

a pre-programmed function key.

یک کلید تابع از پیش برنامه ریزی شده.

the next stage of the treaty is programmed for next year.

مرحله بعدی پیمان برای سال آینده برنامه ریزی شده است.

A trip to the museum is programmed for next Tuesday.

سفر به موزه برای سه شنبه هفته آینده برنامه ریزی شده است.

We've programmed you to appear on the stage next week.

ما شما را برنامه ریزی کرده ایم تا هفته آینده روی صحنه ظاهر شوید.

Thus, the PIC can be programmed to disable IRQs.

بنابراین، PIC می تواند برای غیرفعال کردن IRQ ها برنامه ریزی شود.

all members of a particular species are programmed to build nests in the same way.

همه اعضای یک گونه خاص برنامه ریزی شده اند تا به روشی مشابه لانه بسازند.

It is the key factor regulating programmed cell death in pathogen, evocator and hormone responses.

این عامل کلیدی تنظیم کننده مرگ سلولی برنامه ریزی شده در پاسخ به عوامل بیماری زا، احضار کننده و هورمونی است.

Programmed cooling method: The glycerol and Dimethylsulfoxide, as cryoprotective agents, were mixed with COC1 cells suspensions at different concentration, respectively.

روش خنک کردن برنامه ریزی شده: گلیسرول و دی متیل سولفوکسید، به عنوان عوامل محافظت کننده از یخ زدگی، با غلظت های مختلف با سوسپانسیون سلول های COC1 مخلوط شدند.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed such contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و چنین موسیقی معاصر را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

They also carried automated laser cannon turrets programmed to attack inceptor starfighters, along with armor plating and advanced shields that defended against both turbolasers and ion cannons.

آنها همچنین دارای برجک های توپ هوایی لیزری خودکار بودند که برای حمله به جنگنده های ستاره ای اینسپتور برنامه ریزی شده بودند، همراه با زره پوش و سپرهای پیشرفته که در برابر هم توربولیزرها و هم توپ های یونی محافظت می کردند.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed much contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و موسیقی معاصر زیادی را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

Methods Eight hundred metres fast walking on a flat ground and semisupine cycling exercise test were performed in 18 patients randomly programmed to VVIR or VVI pacing mode and compared.

روش‌ها: هشتاد متر پیاده‌روی سریع روی زمین صاف و تست ورزش دوچرخه‌سواری نیمه‌افقی در 18 بیمار که به طور تصادفی برای حالت ضربان‌گذاری VVIR یا VVI برنامه‌ریزی شده بودند، انجام شد و مقایسه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید