unprogrammed

[ایالات متحده]/[ʌnˈprɒɡræmd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈproʊɡræmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی نشده؛ از پیش تعیین نشده؛ بدون پیروی از یک الگوی از پیش تعیین شده یا روتین.

عبارات و ترکیب‌ها

unprogrammed behavior

رفتار غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed response

پاسخ غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed state

وضعیت غیربرنامه‌ریزی شده

becoming unprogrammed

تبدیل شدن به غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed actions

اقدامات غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed system

سیستم غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed code

کد غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed functions

توابع غیربرنامه‌ریزی شده

an unprogrammed event

یک رویداد غیربرنامه‌ریزی شده

unprogrammed sequence

توالی غیربرنامه‌ریزی شده

جملات نمونه

the robot's behavior was entirely unprogrammed, making it unpredictable.

رفتار ربات کاملاً بدون برنامه بود و آن را غیرقابل پیش‌بینی می‌کرد.

we observed unprogrammed movements in the patient's limbs during the neurological exam.

ما حرکات غیربرنامه‌ریزی‌شده را در اندام‌های بیمار در طول معاینه عصبی مشاهده کردیم.

the unprogrammed response from the customer surprised the sales team.

پاسخ غیربرنامه‌ریزی‌شده مشتری باعث تعجب تیم فروش شد.

the artist's style is largely unprogrammed, relying on intuition and feeling.

سبک هنرمند عمدتاً غیربرنامه‌ریزی‌شده است و به غریزه و احساس متکی است.

the unprogrammed actions of the ai raised ethical concerns for the developers.

اقدامات غیربرنامه‌ریزی‌شده هوش مصنوعی نگرانی‌های اخلاقی را برای توسعه‌دهندگان ایجاد کرد.

the child's unprogrammed laughter filled the room with joy.

خنده‌های غیربرنامه‌ریزی‌شده کودک اتاق را با شادی پر کرد.

the unprogrammed surge in demand caught the company off guard.

افزایش غیربرنامه‌ریزی‌شده تقاضا شرکت را غافلگیر کرد.

the unprogrammed sequence of events led to an unexpected outcome.

توالی غیربرنامه‌ریزی‌شده رویدادها منجر به نتایج غیرمنتظره شد.

the unprogrammed creativity of the team was a key factor in their success.

خلاقیت غیربرنامه‌ریزی‌شده تیم یک عامل کلیدی در موفقیت آنها بود.

the unprogrammed nature of the experiment made it difficult to replicate.

طبیعت غیربرنامه‌ریزی‌شده آزمایش باعث شد که تکرار آن دشوار باشد.

the unprogrammed system allowed for greater adaptability in dynamic environments.

سیستم غیربرنامه‌ریزی‌شده امکان سازگاری بیشتر در محیط‌های پویا را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید