pronated

[ایالات متحده]/ˈprəʊneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈproʊneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی pronate

عبارات و ترکیب‌ها

pronated position

وضعیت پروونه

pronated grip

گرفتن پروونه

pronated foot

کف پا پروونه

pronated stance

وضعیت ایستادن پروونه

pronated hand

دست پروونه

pronated ankle

مچ پا پروونه

pronated alignment

ترازی پروونه

pronated movement

حرکت پروونه

pronated exercise

تمرین پروونه

pronated posture

حالت بدنی پروونه

جملات نمونه

the athlete's foot was pronated during the run.

کف پا در حین دویدن دچار چرخش به داخل شده بود.

he tends to have pronated feet, causing discomfort.

او معمولاً دچار کف پای چرکشده به داخل است که باعث ناراحتی می شود.

she was diagnosed with a pronated ankle.

وی مبتلا به مچ پای چرکشده به داخل تشخیص داده شد.

proper footwear can help correct pronated gait.

کفش مناسب می تواند به اصلاح راه رفتن چرکشده به داخل کمک کند.

exercises can strengthen the muscles around a pronated foot.

تمرینات می توانند عضلات اطراف کف پای چرکشده به داخل را تقویت کنند.

he noticed his pronated posture while running.

او متوجه وضعیت بدنی چرکشده به داخل خود در حین دویدن شد.

physical therapy can address issues related to pronated feet.

فیزیوتراپی می تواند مشکلات مربوط به کف پای چرکشده به داخل را برطرف کند.

she prefers shoes designed for pronated runners.

او ترجیح می دهد کفش هایی را که برای دوندگان چرکشده به داخل طراحی شده اند بپوشد.

understanding pronated movement is crucial for athletes.

درک حرکت چرکشده به داخل برای ورزشکاران بسیار مهم است.

he adjusted his training to accommodate his pronated feet.

او تمرینات خود را برای سازگاری با کف پای چرکشده به داخل خود تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید