plant propagule
بذر گیاهی
propagule dispersal
پراکندگی پروپاگول
propagule bank
بانک پروپاگول
propagule formation
تشکیل پروپاگول
propagule viability
قابلیت زنده ماندن پروپاگول
propagule size
اندازه پروپاگول
propagule source
منبع پروپاگول
marine propagule
پروپاگول دریایی
propagule establishment
ایجاد محل استقرار پروپاگول
propagule density
چگالی پروپاگول
the propagule disperses through water currents.
پراپاجول از طریق جریانهای آب پراکنده میشود.
each propagule can develop into a new plant.
هر پراپاجول میتواند به گیاه جدیدی تبدیل شود.
scientists studied the propagule's growth rate.
دانشمندان سرعت رشد پراپاجول را مطالعه کردند.
invasive species often spread through their propagules.
گونههای مهاجم اغلب از طریق پراپاجولهای خود گسترش مییابند.
the propagule's ability to survive harsh conditions is remarkable.
توانایی پراپاجول در زنده ماندن در شرایط سخت شگفت انگیز است.
researchers are examining how propagule size affects survival.
محققان در حال بررسی میکنند که چگونه اندازه پراپاجول بر بقا تأثیر میگذارد.
understanding propagule dynamics is crucial for conservation efforts.
درک پویایی پراپاجول برای تلاشهای حفاظتی بسیار مهم است.
some plants produce a large number of propagules each season.
برخی از گیاهان هر فصل تعداد زیادی پراپاجول تولید میکنند.
propagule banks can help restore degraded ecosystems.
بانکهای پراپاجول میتوانند به بازسازی اکوسیستمهای تخریب شده کمک کنند.
the success of a species often depends on its propagule pressure.
موفقیت یک گونه اغلب به فشار پراپاجول آن بستگی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید