proportioners

[ایالات متحده]/prəˈpɔːʃənə/
[بریتانیا]/prəˈpɔrʃənər/

ترجمه

n. دستگاهی برای تنظیم نسبت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

automatic proportioner

تقسیم‌کننده خودکار

liquid proportioner

تقسیم‌کننده مایع

gas proportioner

تقسیم‌کننده گاز

digital proportioner

تقسیم‌کننده دیجیتال

manual proportioner

تقسیم‌کننده دستی

proportioner settings

تنظیمات تقسیم‌کننده

proportioner calibration

کالیبراسیون تقسیم‌کننده

proportioner control

کنترل تقسیم‌کننده

proportioner design

طراحی تقسیم‌کننده

proportioner application

کاربرد تقسیم‌کننده

جملات نمونه

the proportioner accurately measures the ingredients.

دستگاه تقسیم‌کننده مواد، مواد لازم را به دقت اندازه‌گیری می‌کند.

using a proportioner helps maintain consistency in recipes.

استفاده از دستگاه تقسیم‌کننده به حفظ یکنواختی در دستورالعمل‌ها کمک می‌کند.

the proportioner is essential for large-scale production.

دستگاه تقسیم‌کننده برای تولید در مقیاس بزرگ ضروری است.

she adjusted the proportioner for better accuracy.

او دستگاه تقسیم‌کننده را برای افزایش دقت تنظیم کرد.

the chef prefers a digital proportioner for precision.

سرآشپز یک دستگاه تقسیم‌کننده دیجیتال را به دلیل دقت ترجیح می‌دهد.

he explained how the proportioner works in detail.

او نحوه عملکرد دستگاه تقسیم‌کننده را به طور مفصل توضیح داد.

they installed a new proportioner in the factory.

آنها یک دستگاه تقسیم‌کننده جدید در کارخانه نصب کردند.

the proportioner can be adjusted for different recipes.

می‌توان دستگاه تقسیم‌کننده را برای دستورالعمل‌های مختلف تنظیم کرد.

she relied on the proportioner for accurate measurements.

او برای اندازه‌گیری دقیق به دستگاه تقسیم‌کننده اعتماد کرد.

the proportioner simplifies the mixing process.

دستگاه تقسیم‌کننده فرآیند مخلوط کردن را ساده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید