propounded

[ایالات متحده]/prəˈpaʊndɪd/
[بریتانیا]/prəˈpaʊndəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیشنهاد کردن (یک ایده، نظریه، یا طرح) برای بررسی یا بحث

عبارات و ترکیب‌ها

propounded theory

تئوری مطرح شده

propounded idea

ایده مطرح شده

propounded question

پرسش مطرح شده

propounded solution

راه حل مطرح شده

propounded hypothesis

فرضیه مطرح شده

propounded concept

مفهوم مطرح شده

propounded argument

استدلال مطرح شده

propounded principle

اصل مطرح شده

propounded model

مدل مطرح شده

جملات نمونه

the scientist propounded a new theory about climate change.

دانشمند یک نظریه جدید در مورد تغییرات آب و هوا ارائه داد.

during the meeting, she propounded several innovative ideas.

در طول جلسه، او چندین ایده نوآورانه ارائه داد.

the philosopher propounded questions that challenged conventional thinking.

فيلسوف سوالاتی مطرح کرد که تفکر متعارف را به چالش کشید.

he propounded a solution to the ongoing economic crisis.

او راه حلی برای بحران اقتصادی مداوم ارائه داد.

the committee propounded recommendations for improving public health.

کمیته توصیه‌هایی برای بهبود سلامت عمومی ارائه داد.

in her lecture, she propounded the importance of education.

در سخنرانی خود، او اهمیت آموزش را برجسته کرد.

the author propounded a compelling argument in her book.

نویسنده یک استدلال قانع‌کننده در کتاب خود ارائه داد.

he propounded his views on social justice during the debate.

او نظرات خود را در مورد عدالت اجتماعی در طول بحث مطرح کرد.

the researcher propounded a hypothesis based on initial findings.

محقق یک فرضیه بر اساس یافته‌های اولیه ارائه داد.

the teacher propounded questions to stimulate critical thinking.

معلم سوالاتی مطرح کرد تا تفکر انتقادی را تحریک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید