proscribing behavior
جلوگیری از رفتار
proscribing laws
جلوگیری از قوانین
proscribing actions
جلوگیری از اقدامات
proscribing norms
جلوگیری از هنجارها
proscribing practices
جلوگیری از روشها
proscribing measures
جلوگیری از تدابیر
proscribing rules
جلوگیری از قوانین
proscribing policies
جلوگیری از سیاستها
proscribing conduct
جلوگیری از رفتار
proscribing guidelines
جلوگیری از دستورالعملها
proscribing certain behaviors can help maintain social order.
جلوگیری از رفتارهای خاص میتواند به حفظ نظم اجتماعی کمک کند.
the law is proscribing the use of harmful chemicals in food production.
قانون استفاده از مواد شیمیایی مضر در تولید مواد غذایی را ممنوع کرده است.
proscribing hate speech is essential for a peaceful society.
ممنوع کردن سخنان نفرت انگیز برای داشتن یک جامعه صلح آمیز ضروری است.
many countries are proscribing the use of plastic bags.
بسیاری از کشورها استفاده از کیسههای پلاستیکی را ممنوع کردهاند.
proscribing access to certain websites can protect children online.
محدود کردن دسترسی به برخی وب سایت ها می تواند از کودکان در برابر محتوای نامناسب آنلاین محافظت کند.
they are considering proscribing the sale of tobacco products.
آنها در حال بررسی ممنوعیت فروش محصولات تنباکو هستند.
proscribing alcohol consumption in public places has been debated.
ممنوع کردن مصرف الکل در اماکن عمومی مورد بحث قرار گرفته است.
proscribing certain drugs can reduce addiction rates.
ممنوع کردن مصرف برخی از مواد مخدرها می تواند میزان اعتیاد را کاهش دهد.
proscribing discrimination in the workplace is a legal requirement.
ممنوع کردن تبعیض در محیط کار یک الزام قانونی است.
proscribing the use of mobile phones while driving can save lives.
ممنوع کردن استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی می تواند جان انسان ها را نجات دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید