restricting access
محدود کردن دسترسی
restricting trade
محدود کردن تجارت
restricting movement
محدود کردن حرکت
restricting growth
محدود کردن رشد
restricting factors
محدود کردن عوامل
restricting policies
محدود کردن سیاستها
restricting competition
محدود کردن رقابت
restricting hours
محدود کردن ساعات
restricting membership
محدود کردن عضویت
restricting details
محدود کردن جزئیات
the new law is restricting access to public records.
قانون جدید دسترسی به سوابق عمومی را محدود میکند.
restrictive covenants are limiting property development in the area.
قراردادهای محدود کننده، توسعه املاک در این منطقه را محدود میکنند.
the company is restricting employee travel due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت سفر کارمندان را محدود میکند.
restrictive policies are hindering innovation within the department.
سیاستهای محدود کننده، نوآوری در داخل بخش را مختل میکنند.
traffic is restricting movement on the highway during rush hour.
ترافیک در ساعات شلوغی، رفت و آمد در بزرگراه را محدود میکند.
the fence is restricting the dog to the backyard.
نرده سگ را به حیاط پشتی محدود میکند.
restrictive fishing regulations protect endangered species.
قوانین سختگیرانه ماهیگیری از گونههای در معرض خطر محافظت میکنند.
the security measures are restricting entry to the vip area.
اقدامات امنیتی ورود به منطقه vip را محدود میکنند.
restrictive diets can sometimes lead to nutrient deficiencies.
رژیمهای غذایی محدود کننده گاهی اوقات میتوانند منجر به کمبود مواد مغذی شوند.
the software is restricting file types to prevent viruses.
نرم افزار برای جلوگیری از ویروسها، انواع فایلها را محدود میکند.
restrictive clothing policies are common in many workplaces.
سیاستهای پوشش محدود کننده در بسیاری از محیطهای کار رایج هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید