prosecco

[ایالات متحده]/[ˈprɒːsɛkəʊ]/
[بریتانیا]/[ˈprɒsɛkoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شراب گازدار تولید شده در منطقه ونتو ایتالیا؛ یک بطری پروستکو.

عبارات و ترکیب‌ها

prosecco and cheese

پنیرو و پروستکو

sipping prosecco

نوشیدن پروستکو

prosecco glasses

لیوان‌های پروستکو

serve prosecco

سرو کردن پروستکو

prosecco bubbles

حباب‌های پروستکو

enjoying prosecco

لذت بردن از پروستکو

prosecco spritzer

اسپرایزر پروستکو

prosecco with fruit

پروستکو با میوه

prosecco pairing

همراهی پروستکو

prosecco time

زمان پروستکو

جملات نمونه

we popped open a bottle of prosecco to celebrate.

ما یک بطری پروسکو باز کردیم تا جشن بگیریم.

the restaurant offered a delightful prosecco pairing with the seafood.

رستوران یک ترکیب خوشمزه پروسکو با غذاهای دریایی ارائه داد.

she sipped her prosecco and enjoyed the sunset.

او جرعه‌ای از پروسکوی خود نوشید و از غروب لذت برد.

the wedding reception featured a prosecco bar for guests.

در مهمانی عروسی یک بار پروسکو برای مهمانان وجود داشت.

we ordered prosecco and appetizers at the italian restaurant.

ما پروسکو و پیش غذا را در رستوران ایتالیایی سفارش دادیم.

the prosecco's bubbles were delightfully effervescent.

حباب‌های پروسکو به طرز دلپذیری گازدار بودند.

he brought a bottle of chilled prosecco to the picnic.

او یک بطری پروسکو خنک به پیک نیک آورد.

the prosecco was a refreshing choice on a hot day.

پروسکو یک انتخاب دلپذیر در یک روز گرم بود.

they toasted with prosecco to the happy couple.

آنها با پروسکو به زوج خوشبخت دست تکان دادند.

the prosecco's fruity notes complemented the dessert perfectly.

طعم‌های میوه‌ای پروسکو به طور کامل با دسر مکمل بود.

we bought a prosecco and a box of chocolates for the evening.

ما یک پروسکو و یک جعبه شکلات برای شب خریدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید