prosing

[ایالات متحده]/ˈprəʊzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈproʊzɪŋ/

ترجمه

n. نثر; کسل‌کننده
adj. نثری; پیش پا افتاده; خسته‌کننده
vi. نثر نوشتن; به طور خسته‌کننده صحبت کردن
vt. چیزی را به نثر نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

prosing thoughts

بیان افکار

prosing ideas

بیان ایده ها

prosing style

سبک بیان

prosing words

بیان کلمات

prosing techniques

تکنیک های بیان

prosing themes

مضامین بیان

prosing narrative

روایت بیان

prosing elements

عناصر بیان

prosing forms

فرم های بیان

جملات نمونه

he spent the afternoon prosing about his favorite books.

او بعد از ظهر در مورد کتاب‌های مورد علاقه خود صحبت طولانی کرد.

she enjoys prosing with her friends over coffee.

او از صحبت کردن طولانی با دوستانش در کنار قهوه لذت می‌برد.

they were prosing about their travel experiences.

آنها در مورد تجربیات سفر خود صحبت طولانی می‌کردند.

the professor was prosing about the latest research findings.

پروفسور در مورد آخرین یافته‌های تحقیقاتی صحبت طولانی می‌کرد.

he tends to start prosing when he gets comfortable.

او معمولاً وقتی احساس راحتی می‌کند شروع به صحبت طولانی می‌کند.

during the meeting, she was prosing about project updates.

در طول جلسه، او در مورد به‌روزرسانی‌های پروژه صحبت طولانی می‌کرد.

they spent the evening prosing and laughing together.

آنها شب را با صحبت طولانی و خنده با هم گذراندند.

he loves prosing about philosophy with his colleagues.

او عاشق صحبت کردن طولانی در مورد فلسفه با همکارانش است.

she was prosing on stage, captivating the audience.

او روی صحنه صحبت طولانی می‌کرد و مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

we often find ourselves prosing late into the night.

ما اغلب خودمان را تا دیروقت مشغول صحبت طولانی می‌بینیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید