orating

[ایالات متحده]/əˈreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ارائه یک سخنرانی رسمی؛ صحبت کردن به شیوه‌ای متکبرانه یا بزرگ‌منشانه

عبارات و ترکیب‌ها

orating skills

مهارت‌های سخن‌سنجی

orating style

سبک سخن‌سنجی

orating techniques

تکنیک‌های سخن‌سنجی

orating practice

تمرین سخن‌سنجی

orating abilities

توانایی‌های سخن‌سنجی

orating competition

مسابقه سخن‌سنجی

orating tips

نکات سخن‌سنجی

orating events

رویدادهای سخن‌سنجی

orating sessions

جلسات سخن‌سنجی

orating feedback

بازخورد سخن‌سنجی

جملات نمونه

he is orating at the annual conference.

او در حال سخنرانی در کنفرانس سالانه است.

she was orating passionately about environmental issues.

او با شور و اشتیاق در مورد مسائل زیست محیطی سخنرانی می کرد.

the politician was orating to a large crowd.

سیاستمدار در حال سخنرانی در مقابل جمعیت زیادی بود.

he enjoys orating in front of an audience.

او از سخنرانی در مقابل مخاطب لذت می برد.

she practiced orating to improve her public speaking skills.

او برای بهبود مهارت های سخنرانی خود تمرین می کرد.

the professor is orating about ancient history.

پروفسور در مورد تاریخ باستان سخنرانی می کند.

orating effectively requires good preparation.

سخنرانی موثر نیاز به آمادگی خوب دارد.

he has a talent for orating on complex topics.

او استعداد سخنرانی در مورد موضوعات پیچیده را دارد.

she was orating when the power went out.

وقتی برق قطع شد، او در حال سخنرانی بود.

orating can be a powerful tool for persuasion.

سخنرانی می تواند ابزاری قدرتمند برای متقاعد کردن باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید