prostheon

[ایالات متحده]/prɒsθiːən/
[بریتانیا]/prɑːsθiːən/

ترجمه

n. نقطه در قوس دندانی فوقانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prostheon structure

ساختار پروتهون

prostheon region

منطقه پروتهون

prostheon development

توسعه پروتهون

prostheon analysis

تجزیه و تحلیل پروتهون

prostheon function

عملکرد پروتهون

prostheon measurement

اندازه گیری پروتهون

prostheon morphology

مورفولوژی پروتهون

prostheon position

موقعیت پروتهون

prostheon feature

ویژگی پروتهون

prostheon assessment

ارزیابی پروتهون

جملات نمونه

prostheon is a term used in anatomy.

پروستئون اصطلاحی است که در آناتومی استفاده می‌شود.

the prostheon plays a crucial role in facial structure.

پروستئون نقش حیاتی در ساختار صورت ایفا می‌کند.

understanding the prostheon helps in studying human evolution.

درک از پروستئون به مطالعه تکامل انسان کمک می‌کند.

in some species, the prostheon is more pronounced.

در برخی گونه‌ها، پروستئون برجسته‌تر است.

researchers measure the prostheon for various studies.

محققان پروستئون را برای مطالعات مختلف اندازه‌گیری می‌کنند.

the prostheon can vary greatly among different populations.

پروستئون می‌تواند در بین جمعیت‌های مختلف بسیار متفاوت باشد.

medical professionals often refer to the prostheon in their evaluations.

متخصصان پزشکی اغلب در ارزیابی‌های خود به پروستئون اشاره می‌کنند.

the prostheon is essential for proper dental alignment.

پروستئون برای تراز مناسب دندان‌ها ضروری است.

studying the prostheon can reveal insights about health.

مطالعه پروستئون می‌تواند بینش‌هایی در مورد سلامتی آشکار کند.

prostheon measurements are important in orthodontics.

اندازه‌گیری‌های پروستئون در ارتودنسی مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید