autochthon

[ایالات متحده]/ˈɔːtəktʰɒn/
[بریتانیا]/ˌɔːtoʊkθən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بومی یا ساکن یک مکان خاص، به ویژه کسی که بومی آن منطقه است؛ گونه‌ای از گیاه یا حیوان که در یک منطقه خاص منشأ گرفته و از جای دیگری معرفی نشده است.

عبارات و ترکیب‌ها

autochthonous population

جمعیت بومی

autochthonic language

زبان بومی

autochthonic microorganisms

میکروارگانیسم‌های بومی

autochthonous rock formations

构造岩

autochthonous languages

زبان‌های بومی

autochthonic traditions

رسوم و سنت‌های بومی

autochthonous origins

ریشه‌های بومی

جملات نمونه

the autochthon people have a rich cultural heritage.

مردم بومی دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many autochthon species are endangered due to habitat loss.

بسیاری از گونه های بومی به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارند.

the autochthon community celebrated their traditional festival.

جامعه بومی جشنواره سنتی خود را جشن گرفتند.

research on autochthon populations helps preserve their languages.

تحقیقات در مورد جمعیت بومی به حفظ زبان های آنها کمک می کند.

autochthon flora plays a crucial role in the ecosystem.

گیاهان بومی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

the autochthon culture is deeply intertwined with the land.

فرهنگ بومی به شدت با سرزمین در هم تنیده شده است.

efforts are being made to support autochthon rights.

تلاش هایی برای حمایت از حقوق بومی در حال انجام است.

autochthon traditions are passed down through generations.

رسوم بومی نسل به نسل منتقل می شوند.

understanding autochthon history is essential for reconciliation.

درک تاریخ بومی برای آشتی ضروری است.

the autochthon lifestyle is closely linked to nature.

سبک زندگی بومی به طور نزدیک با طبیعت مرتبط است.

the autochthon culture of the region is rich in traditions.

فرهنگ بومی منطقه غنی از سنت ها است.

she studied the autochthon history of her ancestors.

او تاریخ اجداد خود را مطالعه کرد.

autochthon communities often have unique languages.

اجتماعیت های بومی اغلب زبان های منحصر به فردی دارند.

the autochthon flora of this island is fascinating.

گیاهان بومی این جزیره جذاب هستند.

efforts are being made to preserve autochthon traditions.

تلاش هایی برای حفظ سنت های بومی در حال انجام است.

autochthon knowledge is crucial for sustainable practices.

دانش بومی برای شیوه های پایدار حیاتی است.

the festival celebrates autochthon heritage and customs.

جشنواره به مناسبت میراث و آداب و رسوم بومی برگزار می شود.

scientists study autochthon populations for biodiversity.

دانشمندان جمعیت بومی را برای تنوع زیستی مطالعه می کنند.

she is an autochthon of this mountainous region.

او بومی این منطقه کوهستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید