prosthion

[ایالات متحده]/ˈprɒsθiən/
[بریتانیا]/ˈprɑːsθiən/

ترجمه

n. نقطه‌ی جلوترین از تیغه‌ی فک بالایی (نقطه‌ی میانی تیغه‌ی فک بالایی)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

prosthion definition

تعریف پروستهیون

prosthion location

موقعیت پروستهیون

prosthion measurement

اندازه‌گیری پروستهیون

prosthion craniometry

کرaniometry پروستهیون

prosthion landmark

نقطه‌ی مرجع پروستهیون

prosthion curvature

منحنی پروستهیون

prosthion index

شاخص پروستهیون

prosthion breadth

عرض پروستهیون

superior prosthion

پروستهیون بالایی

prosthion curvature index

شاخص منحنی پروستهیون

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید