prostituted

[ایالات متحده]/ˈprɒstɪtjuːtɪd/
[بریتانیا]/ˈprɑːstɪtuːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوء استفاده از استعداد خود؛ خود را تحقیر کرد؛ به فحشا مشغول شد؛ بدن خود را فروخت

عبارات و ترکیب‌ها

prostituted youth

جوانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است

prostituted women

زنان مورد سوء استفاده جنسی

prostituted lives

زندگی‌های مورد سوء استفاده جنسی

prostituted minors

قاصرین مورد سوء استفاده جنسی

prostituted individuals

افراد مورد سوء استفاده جنسی

prostituted persons

افراد مورد سوء استفاده جنسی

prostituted victims

قربانیان سوء استفاده جنسی

prostituted girls

دختران مورد سوء استفاده جنسی

prostituted sex

سوء استفاده جنسی

prostituted culture

فرهنگ سوء استفاده جنسی

جملات نمونه

she felt that her talents were being prostituted for profit.

او احساس می‌کرد که استعدادهایش برای کسب سود مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند.

he realized he had prostituted his integrity for a promotion.

او متوجه شد که برای ارتقا، یکپارچگی خود را به حراج گذاشته است.

many artists feel their work is being prostituted in the commercial market.

بسیاری از هنرمندان احساس می‌کنند که آثارشان در بازار تجاری مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد.

she didn't want to be seen as someone who prostituted herself for attention.

او نمی‌خواست به عنوان کسی دیده شود که برای جلب توجه خود را به حراج گذاشته است.

some critics argue that reality tv has prostituted true talent.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که تلویزیون واقعیت، استعداد واقعی را به حراج گذاشته است.

he felt he was prostituted by the demands of the industry.

او احساس می‌کرد که توسط خواسته‌های صنعت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

in her view, the media often prostitutes serious issues for sensationalism.

به نظر او، رسانه‌ها اغلب مسائل جدی را برای ایجاد سنساسیونیسم به حراج می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید