prostituted youth
جوانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است
prostituted women
زنان مورد سوء استفاده جنسی
prostituted lives
زندگیهای مورد سوء استفاده جنسی
prostituted minors
قاصرین مورد سوء استفاده جنسی
prostituted individuals
افراد مورد سوء استفاده جنسی
prostituted persons
افراد مورد سوء استفاده جنسی
prostituted victims
قربانیان سوء استفاده جنسی
prostituted girls
دختران مورد سوء استفاده جنسی
prostituted sex
سوء استفاده جنسی
prostituted culture
فرهنگ سوء استفاده جنسی
she felt that her talents were being prostituted for profit.
او احساس میکرد که استعدادهایش برای کسب سود مورد سوء استفاده قرار میگیرند.
he realized he had prostituted his integrity for a promotion.
او متوجه شد که برای ارتقا، یکپارچگی خود را به حراج گذاشته است.
many artists feel their work is being prostituted in the commercial market.
بسیاری از هنرمندان احساس میکنند که آثارشان در بازار تجاری مورد سوء استفاده قرار میگیرد.
she didn't want to be seen as someone who prostituted herself for attention.
او نمیخواست به عنوان کسی دیده شود که برای جلب توجه خود را به حراج گذاشته است.
some critics argue that reality tv has prostituted true talent.
برخی از منتقدان استدلال میکنند که تلویزیون واقعیت، استعداد واقعی را به حراج گذاشته است.
he felt he was prostituted by the demands of the industry.
او احساس میکرد که توسط خواستههای صنعت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
in her view, the media often prostitutes serious issues for sensationalism.
به نظر او، رسانهها اغلب مسائل جدی را برای ایجاد سنساسیونیسم به حراج میگذارد.
prostituted youth
جوانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است
prostituted women
زنان مورد سوء استفاده جنسی
prostituted lives
زندگیهای مورد سوء استفاده جنسی
prostituted minors
قاصرین مورد سوء استفاده جنسی
prostituted individuals
افراد مورد سوء استفاده جنسی
prostituted persons
افراد مورد سوء استفاده جنسی
prostituted victims
قربانیان سوء استفاده جنسی
prostituted girls
دختران مورد سوء استفاده جنسی
prostituted sex
سوء استفاده جنسی
prostituted culture
فرهنگ سوء استفاده جنسی
she felt that her talents were being prostituted for profit.
او احساس میکرد که استعدادهایش برای کسب سود مورد سوء استفاده قرار میگیرند.
he realized he had prostituted his integrity for a promotion.
او متوجه شد که برای ارتقا، یکپارچگی خود را به حراج گذاشته است.
many artists feel their work is being prostituted in the commercial market.
بسیاری از هنرمندان احساس میکنند که آثارشان در بازار تجاری مورد سوء استفاده قرار میگیرد.
she didn't want to be seen as someone who prostituted herself for attention.
او نمیخواست به عنوان کسی دیده شود که برای جلب توجه خود را به حراج گذاشته است.
some critics argue that reality tv has prostituted true talent.
برخی از منتقدان استدلال میکنند که تلویزیون واقعیت، استعداد واقعی را به حراج گذاشته است.
he felt he was prostituted by the demands of the industry.
او احساس میکرد که توسط خواستههای صنعت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
in her view, the media often prostitutes serious issues for sensationalism.
به نظر او، رسانهها اغلب مسائل جدی را برای ایجاد سنساسیونیسم به حراج میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید